ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام مجدد - به جای " به لای " هم می توانید بنویسید: " میان" - تو در آغوشم و دستم میان گیسوان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز جناب میرویس! - به فرض اینکه «هاء» مبدّل از تاء تأنیث در کلمات عربی را غیر ملفوظ بگیریم ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود - 1- در مصرع -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل های زیبایی دارید - احسنت - چند پیشنهاد درباره غزل بالا : - 1- در این مصرع: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
درود خدمتِ شما مهربان! - های وصلی(غیرِ اصلی) در زبان عربی به پنج نوع‌است: - ضمیرِ غایب؛ ۲- حرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
حرفِ‌تان درست است اما نقطه‌ی باریکی دارد که متوجه نشده‌اید و آن این‌است که سخن قیس شمس در موردِ جمع‌   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
* افسوس.. - میرویسا! به بنده شد معلوم - که تو را با حق است وما سر جنگ - هم کلنگم شکست وهم چکّ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گربه غمگین
درجان‌ِ پر دردم چرا؟ درمان نمی ماند
ازدردِ بی درمان که دیگرجان نمی ماند

خان حیّ وحاضر ،مُردمانش یک به یک مُردند
بر سفره ی رعیت، که قرصی نان نمی ماند

از آه گرمِ بینوایان ،سفره اش رنگیست
این آهِ مظلومان، دمی پنهان نمی ماند

قطعا تومی دانی خداوندا! دراین عالم
از مردمِ بی نان،دگر ایمان نمی ماند

شهری به ظلمِ حاکمان شد،پیکرش زخمی
اشکی برای زخمِ خوزستان نمی ماند

چون‌کبک ،دربرفی فرو برده سرش را..او
چیزی به عمرِ عصرِ یخبندان نمی ماند

شیطان که جولان‌می دهد درقلبِ آدم ها!
ازآدمی جز خصلتِ حیوان نمی ماند

در جانِ ما،صدها گلستان ازجفا خشکید
یک شاخه گل، در قلبِ این گلدان نمی ماند

در نقشه، جز یک گربه ی غمگین چه می بینی
از قصه ی ایران ،کسی حیران نمی ماند

خشکیده از ریشه ،درخت زندگی اینجا
این حالِ دنیا، تا ابد یکسان نمی ماند

عمری چوگل داریم و...لیکن درجهان‌مارا
جزمحنت وغم های بی پایان نمی ماند

تَنگ آمده ست این قافیه همچون نفس هامان
این روزگارِ ما، به گورستان نمی ماند؟
🌹شعرازقصه بکند🌹سروده ی۱۴۰۰/۴/۲۵ **********************


   تاریخ ارسال  :   1400/5/4 در ساعت : 12:42:52   |  تعداد مشاهده این شعر :  136


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,657 | بازدید دیروز : 20,541 | بازدید کل : 138,260,288