ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



🦟 کاش آقازاده بودم... 🦟
کاش آقا زاده بودم داشتم مال و منال
ساکن ترکیه بودم یا دوبی یا پرتغال

یار با من بخت لاکردار می شد, یک سفر
از جنوب گرم می رفتم به اقصای شمال

لیک در کاشان مقیمم در دل دشت کویر
می زنم چون مرغ بسمل صبح تا شب بال بال

گر چنین باشد شرایط با کووید نوزده
بی که آخی برکشم از دل ، روم روبه زوال

شغل ثابت چون ندارم بهر امرار معاش
می فروشم چار فصل سال اجناس حلال

در خریف و در شتا با باقلا ،شلغم ، لبو
در ربیع و صیف توت و گوجه سبز آنگه بلال

تا ز در آمد کرونا ریخت پشمم یکسره
کر شدم اول پس آنگه کور و اینک نیز لال

من که تقوا پیشه کردم در تمام عمر خویش
روز وشب بودم دعا خوان همچوملاهای کال

مانده ام اینجا و ره بردند شادان تا کویت
کربلایی قنبر و مش جعفر و حاجی کمال

آن مهاجرها در اطراف خلیج فارسی
با یکی دشداشه برتن کرده و بر سر عقال

گاه در میخانه ساکن گاه اندر دانسینگ
با ملائک یار باشند این مرا باشد محال

شیر را اینجاست پسماند غذای روبهان
تازه انگور است آنجا زیر چنگال شغال

من غزل می خوانم این جا با نوای نی لبک
عشق می رانند آنجا دیو و ددها با غزال

تاجر و دلال و دارای منال آنها شدند
من در اینجا نرگدایی می کنم با ابتهال

باشد امیدم که فردا بهتر از امروز باد
حال بالاجبار این جا می کنم با شعر حال.

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/11 در ساعت : 10:47:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  87


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,208 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,199,412
logo-samandehi