ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



🦟 کاش آقازاده بودم... 🦟
کاش آقا زاده بودم داشتم مال و منال
ساکن ترکیه بودم یا دوبی یا پرتغال

یار با من بخت لاکردار می شد, یک سفر
از جنوب گرم می رفتم به اقصای شمال

لیک در کاشان مقیمم در دل دشت کویر
می زنم چون مرغ بسمل صبح تا شب بال بال

گر چنین باشد شرایط با کووید نوزده
بی که آخی برکشم از دل ، روم روبه زوال

شغل ثابت چون ندارم بهر امرار معاش
می فروشم چار فصل سال اجناس حلال

در خریف و در شتا با باقلا ،شلغم ، لبو
در ربیع و صیف توت و گوجه سبز آنگه بلال

تا ز در آمد کرونا ریخت پشمم یکسره
کر شدم اول پس آنگه کور و اینک نیز لال

من که تقوا پیشه کردم در تمام عمر خویش
روز وشب بودم دعا خوان همچوملاهای کال

مانده ام اینجا و ره بردند شادان تا کویت
کربلایی قنبر و مش جعفر و حاجی کمال

آن مهاجرها در اطراف خلیج فارسی
با یکی دشداشه برتن کرده و بر سر عقال

گاه در میخانه ساکن گاه اندر دانسینگ
با ملائک یار باشند این مرا باشد محال

شیر را اینجاست پسماند غذای روبهان
تازه انگور است آنجا زیر چنگال شغال

من غزل می خوانم این جا با نوای نی لبک
عشق می رانند آنجا دیو و ددها با غزال

تاجر و دلال و دارای منال آنها شدند
من در اینجا نرگدایی می کنم با ابتهال

باشد امیدم که فردا بهتر از امروز باد
حال بالاجبار این جا می کنم با شعر حال.

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/10 در ساعت : 23:17:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  220


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 21,031 | بازدید دیروز : 34,337 | بازدید کل : 142,839,713
logo-samandehi