ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



🦟 کاش آقازاده بودم... 🦟
کاش آقا زاده بودم داشتم مال و منال
ساکن ترکیه بودم یا دوبی یا پرتغال

یار با من بخت لاکردار می شد, یک سفر
از جنوب گرم می رفتم به اقصای شمال

لیک در کاشان مقیمم در دل دشت کویر
می زنم چون مرغ بسمل صبح تا شب بال بال

گر چنین باشد شرایط با کووید نوزده
بی که آخی برکشم از دل ، روم روبه زوال

شغل ثابت چون ندارم بهر امرار معاش
می فروشم چار فصل سال اجناس حلال

در خریف و در شتا با باقلا ،شلغم ، لبو
در ربیع و صیف توت و گوجه سبز آنگه بلال

تا ز در آمد کرونا ریخت پشمم یکسره
کر شدم اول پس آنگه کور و اینک نیز لال

من که تقوا پیشه کردم در تمام عمر خویش
روز وشب بودم دعا خوان همچوملاهای کال

مانده ام اینجا و ره بردند شادان تا کویت
کربلایی قنبر و مش جعفر و حاجی کمال

آن مهاجرها در اطراف خلیج فارسی
با یکی دشداشه برتن کرده و بر سر عقال

گاه در میخانه ساکن گاه اندر دانسینگ
با ملائک یار باشند این مرا باشد محال

شیر را اینجاست پسماند غذای روبهان
تازه انگور است آنجا زیر چنگال شغال

من غزل می خوانم این جا با نوای نی لبک
عشق می رانند آنجا دیو و ددها با غزال

تاجر و دلال و دارای منال آنها شدند
من در اینجا نرگدایی می کنم با ابتهال

باشد امیدم که فردا بهتر از امروز باد
حال بالاجبار این جا می کنم با شعر حال.

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/10 در ساعت : 23:17:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  284


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,920 | بازدید دیروز : 24,325 | بازدید کل : 146,483,550
logo-samandehi