ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی قربانی
۱۶:۳۶ - کیفیت بی‌نام حالتی است غیرقابل توضیح. - سال‌ها قبل از این که نویسندۀ کتاب معماری و راز ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام استاد معصومی عزیز - مصرع پایانی را دریاب - چرا که پیام گویا و رسا نیست - چه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
رسالت شعر بیان حق هست و اغراق هم جزو صنایع ادبی است اما وقتی از محدوده انصاف در حد سال نوری خارج می   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
با سلام - من این شعر را در تاریخ 9/8/1402 ارسال کردم اما تاریخ ارسال آن را 24/4/1402 زده‌اند چطو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



هرگز مخواه رونق میخانه بشکند

هرگز مخواه رونق میخانه بشکند
می بر زمین بریزد و پیمانه بشکند
 
دل خانه خدا و سرای محبت است
راضی نباش شیشه این خانه بشکند
 
ز آه کسی بترس که از تیر طعنه ات
 در انزوای خویش غریبانه بشکند
 
در خود فرو بریزد و دم بر نیاورد
 آرام و بی صدا و خموشانه بشکند
 
آنگه کند کمانه ترا تیر و روزگار
اینگونه بر سر تو طرب خانه بشکند
 
آن کس که بشکنددل یاران خویش
اورا به روز واقعه بیگانه بشکند
 
با مردم زمانه درشتی مکن  که چرخ
مفصل ز هم گشاید و دندانه بشکند
 
آنکس که یافت قدرت و بر میز تکیه زد
باید بت غرور  بشکرانه بشکند
 
بر زیر بار خدمت مردم اگر روی
طاقت بیار اگرچه ترا شانه بشکند
 
روزی مقیم منزل  ویرانه هم شوی
مگذار تا که حرمت ویرانه بشکند
 
درویش وار حفظ حریم وقار کن
تا پیش تو تبختر شاهانه بشکند
 
از جهل این  و دانش آن کم نمی شود
جاهل مدام اگر دل فرزانه بشکند
 
سنگ تمام اگر به شکستم گذاشتند
یک ذره کی اراده  مردانه بشکند
 
علی شهودی
چهارشنبه ۶ مرداد ۱۴۰۰

کلمات کلیدی این مطلب :  دل ، خدا ، پیمانه ، میخانه ، شهودی ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/12 در ساعت : 20:42:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  578


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

ابراهیم حاج محمدی
1400/5/13 در ساعت : 0:54:53
درود
۱_ در مصرع یازدهم (آن کس که بشکنددل یاران خویش)) ظاهرا سهو القلمی رخ داده است چون اشکال وزنی مشهود است . دو هجا کم دارد . اگر به آخر این مصرع ((را))افزوده شود وزن درست می شود
۲_ مصرع((بر زیر بار خدمت مردم اگر روی)) حشو دارد. اگر ((بر)) را حذف کنیم از نظر معنایی خللی وارد نمی شود و واضح است که ((بر)) فقط نقش ترمیم وزن را دارد
۳_مصرع (( مگذار تا که که حرمت ویرانه بشکند))نیز حشو دارد و اگر (( تا )) را حذف کنیم معنی صدمه ای نمی بیند.
در بیت دوازدهم لفٌ و نشر زیبایی دارد
موفق باشید
علی شهودی
1400/5/18 در ساعت : 21:8:25
سلام و درود و سپاس از نظر و نقد بسیار ارزشمند جنابعالی / را در تایپ افتاده است سپاس از تذکر بجایتان

به زیر بار تو سعدی چو خر به گل درماند
دلت نسوخت که بیچاره بار من دارد
سعدی
در زیر بار منت پرتو نمی رویم
دانسته ایم قدر شب تار خویش را
سعدی
خلیل ذکاوت
1400/5/12 در ساعت : 21:26:11
سلام.
این غزل دارای موضوع، موضع و مضمونی ارجمند است؛ اما در بیت " آن کس که بشکند دل یاران خویش..." یک "را" در آخر مصرع اول کم دارد دیگر این که بهتر است در کلمات هم قافیه، حروف آخر، جزء اصلی کلمه باشند. "انه" در غریبانه، خموشانه، شکرانه، شاهانه، مردانه، جزء اصلی کلمه نیست.
توفیقاتتان افزون
علی شهودی
1400/5/18 در ساعت : 20:47:27
سلام علیکم سپاس از لطف و نظر جنابعالی / کلمه (را )در تایپ افتاده است
در مورد قافیه ها هم همانگونه که اشاره کرده اید بهتر است / البته بزرگان شعر و ادب هم در این مورد در اشعارشان گاه این قافیه ها را بکار برده اند شعر زیر از صائب تبریزی :
دلیرانه ، مردانه ، طفلانه

از سر خردهٔ جان سخت دلیرانه گذشت
آفرین باد به پروانه که مردانه گذشت
دل آزاد من و گرد تعلق، هیهات
بارها سیل تهیدست ازین خانه گذشت
عقل از آب و گل تقلید نیامد بیرون
عشق اول قدم از کعبه و بتخانه گذشت
مایهٔ عشرت ایام کهنسالی شد
آنچه از عمر به بازیچهٔ طفلانه گذشت
یک دم از خلوت اندیشه نیامد بیرون
عمر صائب همه در سیر پریخانه گذشت

صائب تبریزی
نیما سعیدی
1400/5/19 در ساعت : 21:42:57
بسیار زیبا بود
بازدید امروز : 13,418 | بازدید دیروز : 20,312 | بازدید کل : 158,612,431
logo-samandehi