ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پیرمردی ...
پیرمردی خسته دندان داشت اما نان نداشت
بدتر از آن تا بپوشد خویش را تنبان نداشت

خواست داروی جوانی از طبیبی دوره گرد
لیک درد لاعلاجش در جهان درمان نداشت

طبع شعری کرد از پروردگار خود طلب
تا بگوید شرح درد خود ولی امکان نداشت

کرد در سنّ کهولت چون که تجدید فراش
خواستگاری رفتن وجشن حنابندان نداشت

بخت روگردان ازاوچون جن زبسم الله بود
هیچ تأثیری براو یاسین و الرّحمان نداشت

«لیس الّاماسعی» ذکر شب و روزش ولی
آیه ی او قبل از«الّا»لفظ«للانسان»نداشت

عقل او شد تابع احساس ازبس روزو شب
جایگاهی ویژه در بین خردمندان نداشت

شدچوازروی ضرورت دستۀ چترش عصا
هیچ خوف ازتابش خورشید یاباران نداشت

پیر ما جز حرص بی اندازه چیز دیگری
از بنی نوع بشر در زندگی پنهان نداشت

در کتاب زندگانی شرح حالش را مرور
کردم اما دیدم اصلآنقطه ی پایان نداشت!

موضوعات :  طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/16 در ساعت : 8:46:56   |  تعداد مشاهده این شعر :  81


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 12,994 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,199,198
logo-samandehi