ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



حماسه از نگاه علی اکبر

ای «علی اکبر» که حماسه از نگاه تو پدیدار شد!
هنوز هم می شود از سنگفرش کوچه «بنی هاشم»، صدای گام های جوان تو را شنید. می گویند از همان روزی که زاده شدی، نینوا چشم انتظار شنیدن اذان عاشقی از لب های ترک خورده تو بود. تو زیباترین و ماندگارترین قطعه جدا نشدنی از واقعه عاشورایی.

می دانم! هیچ نقاشی تاکنون نتوانسته است شکوه حماسه تو را در آن ظهر سرخ رنگ، به تصویر بکشد.

تو از خانواده گل های سرخ هستی. از نسل پر طنین طوفان های جوان. از قبیله سرافراز عشق، از سلسله کوه های فتح نشده؛ اما حالا وقت آن است تا نقاب از چهره ماهت برداری تا همه اسطوره های جهان به چشم های آسمانی ات ایمان بیاورند. تا نگاه معصوم تو در جان پرستوهای عاشق تکثیر شود. تا رد نگاهت به سرخ ترین خاک جهان برسد. به کربلای زیبایی ها....

و آن روز حماسه، وقتی شانه به شانه پدر قدم برمی داشتی؛ عطر پیغمبرانه ات در سلول های هوای داغ، منتشر شد و همه به اشتباه افتادند و از خود پرسیدند: رسول عشق اینجا چه می کند؟

داد جان خود حسین، آن گه که اکبر شد جدا

گر نفس آید هنوزش، از صدای اکبر است

کلمات کلیدی این مطلب :  نثر ادبی ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/5/24 در ساعت : 8:23:44   |  تعداد مشاهده این شعر :  119


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,493 | بازدید دیروز : 26,092 | بازدید کل : 135,199,697
logo-samandehi