ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شعر لطف و اخم مانند زلیخا می کند


چون نمک پرورده ی شعرم و حاشا می کند
نیشتر می آورد زخم مرا وا می کند
با نمک بر زخم هایم امتحانم می کند
می نشیند گوشه ی دفتر تماشا می کند
مثل درویش میان چشمها ،در غربتم
شعر می برد و می دوزد و، امضا می کند
من غلام زر خرید حلقه در گوشم و او
بی اجازه راز هایم را هویدا می کند
می پراند از سرم خواب و به جایش غصه را
در دل بیچاره ی من باز هم جا می کند
رانده ایم از شور و، شر در ما دوانده تارها
شعر ما را آخر بن بست پیدا می کند
یوسف از جور برادر ،ما هم از جور زمان
شعر لطف و اخم ،مانند زلیخا می کند
گاه دردی می شود در تک تک سلولها
شاعر بیچاره را ایوب تنها می کند
یا برای اینکه خود را رد کند از مخمصه
سینه را لبریز از بهت یهودا می کند
گوشه ی مسجد، کنیسه، دیر ،معبد حاضر است
کعبه را تا مصرع آخر، کلیسا می کند
روزه میگیرد نیاید ،روی کاغذ چند وقت
و قلم را نذر دفترهای عیسی می کند
گاه پشت پرده ها می گوید از چون و چرا
یا که ظالم را پس یک پرده رسوا می کند
پر شدیم از غصه و اندوه و از اما ، اگر
شعر قربانش روم ،جای خودش وا می کند.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، ترانه ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1400/6/27 در ساعت : 17:41:36   |  تعداد مشاهده این شعر :  61


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 415 | بازدید دیروز : 27,594 | بازدید کل : 135,986,458
logo-samandehi