ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



به جرم حسین خواهی ازار شدیم


درمانده و زار و بی کس و کار شدیم
در حسرت آن مسیر ، بیمار شدیم
معلوم نشد مجرم این فاجعه کیست
بی جرم و جنایت همه بردار شدیم
لا لایی زخم و تیر و ترکش خواندند
تا بلکه بمیریم ، و بیدار شدیم
ای حضرت عشق ،آخر غیرت و لطف
دیدی که چگونه پیش دل خار شدیم
سوزاندند و به بادمان هم دادند
ققنوس صفت دوباره تکرار شدیم
لب بسته و دل خسته و غم در غلیان
ای عشق چه خوب شد گرفتار شدیم
آوار دروغ و شک و اما و اگر
می بارد و منصور سر دار شدیم
ما در وطن خویش اسیریم همه
یک عمر دچار در و دیوار شدیم
فریاد زدیم، نقره داغ آوردند
خون دادیم و ،همیشه انکارشدیم
درکشور شیعه در فشاریم همه
زیرا که دچار قوم تا تار شدیم
چه سبز وچه سرخ ، اهل منها هستند
ماجمع شدیم و باز بسیار شدیم
باور بکنید اهل آینده ،که ما
به جرم حسین خواهی، آزار شدیم.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1400/7/3 در ساعت : 12:25:42   |  تعداد مشاهده این شعر :  52


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 2,629 | بازدید دیروز : 27,594 | بازدید کل : 135,988,672
logo-samandehi