ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
با این همه توضیح واضحات که داده ایم و گفته ایم «امیدی» را بدون تشدید بخوانید باز سرکار خانم بهرامچی    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام - فقط بیت آخر وزنش به هم ریخته و زیبایی مفهوم و ترکیب ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود وعرض ادب جناب استاد خوش عمل کاشانی ارجمند - سپاس از نگاه پر مهر و بزرگوارانه تان .. چه پربها   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : محمد دهقانی هلان
درود و عرض ادب جناب حجت عزیز - ممنون و متشکرم از حضور ارزشمندتان و نقدی که برای این چند خط بنده د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام ، استاد خوش عمل با توضیحات ارزنده شما آگاه و مجاب گردیدم ، سپاسگزارم از شما   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
شعر دلربای جناب دهقانی اصلا اشکال وزن ندارد....در مصراع اول بیت دوم حرف «ر» از کلمه ی «جریانها» را ن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
سلام وخیلی ممنون.،درمصرع اول ،شاعرداره ازخولی میگه که ازشهرنامردان داره عبورمیکنه،باکیسه ای که سرمقد   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ... - عرض ادب و احترام خدمت جناب دهقانی گرامی و بزرگوار ... - درود بر ذوق سرشار و طبع شیری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
باسلام و درود بانوی بزرگوار. - در مصرع مطلع : از شهر نا مردان به نامردی گذر کرد ، یعنی چه؟ غل   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : هادی ارغوان
سلام - اتفاقا در این فاصلهٔ ده‌سال هم اشعار زیادی خونده‌ام و هم کمی مطالعه داشته‌ام. - حتی به    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



داروین
اجازه ی زندگی می خواستیم
نقطه ها گران بود
حروف خیال ارزانی شدن نداشت
زندگی را به ما اجاره ندادند
                  در ابعاد جسم خود حتی
داستان بر پرتگاه نگفتن آتشناک و نیم خیز نشسته بود
و با کاغذهای تایید نشده
خود را گرم می کرد
می خواستم به شیوه ی دیوار دهانم را در رنگ پریده ی چهره گم کنم 
می خواستم هر چه با دست هایم می گردم
دهانم پیدا نشود
اما میخ قاب ها نوک دهانم بود
که افتاد؛
شکوه ایستادنشان را
کنار حیوان مرده ای که ما ایم نگاه کن
ثروتی که آن ها داشتند خدادادی بود و هر لحظه خدادادی تر می شد
و فقر ما ...؟! 
هیچ کس جرات ندارد از کنار پندار ببری مست بگذرد و خطوط انضباط بطری ودکا را جدی نگیرد
حروف برگ پوشیده ی ما کجا و 
                      خیال بیرون آمدن از غار فونت؟!
ما قصد داشتیم که قصدی نداشته باشیم اما چشم انداز به ما سوء قصد داشت
و شعر 
هنگام عبور از کنار جنگل قوانین
                  از حرکات بی نذیر سایه ی خود می ترسید
احمدی این جا نیست که به شاملو بگوید:
کارنامه ی ما
کارنامه ی بردگی ماند
شاملویی نیز اگر می بود و می گفت، کدام احمد می شنید؟!
ما آینه ایم
که از خود نمی شنویم
مسیر ایم که سنگ از گام می تراشیم
ای صلح بلند بالا
ای کبوتر سفید بخت دور 
بگذار مثل ردپایی در خود فرو بروم
که در حتم این سرما
هیچ درختی نیست که حجم را از حجم خود تهی نکند
بگذار اگر گرمای میوه ای هست
انگشتانی بچینند
که شانه هایشان تا کیلومتر و یاردها به اعماق ابری خاک می رسد
آه و آری
زمین بر وجدان خود معلق است
و می شود از گودال عمق تا آسمان رسید
از سقوط سیب
                     به آفتاب
هیچ نوروز و نیوتنی آیا آن سوی این خط نشسته است؟! 
آفتاب
این جا؛ سقوط سیب
هوای مرا
صدای مرا داری؟!
کلمات کلیدی این مطلب :  داروین ، صدرالدین انصاری زاده ، کرونا ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1400/7/5 در ساعت : 15:18:37   |  تعداد مشاهده این شعر :  75


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 908 | بازدید دیروز : 27,594 | بازدید کل : 135,986,951
logo-samandehi