ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
خانم علی بابایی تا کنون ثابت کرده که شاعری تواناست.هم شعرهایش دلنشین است و هم قواعد عروضی و دستوری ر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
سلام ...عرض ادب و احترام خدمت استاد خادمیان عزیز و گرامی ، بله متاسفانه ابتدا به اشتباه ویرایش نشده    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : خدابخش صفادل
درود - سپاس از توجه و نقد و نظرتان جناب رضامحمدصالحی گرامی! - آن چه فرمودید درست است و می پذیر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - در حد بقیه آثار استاد نیست - استفاده 3 باره از قافیه / قدم / و نیز 2 بار از/ هم / همراه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
سلام استاد وسرور گرامی غزل به این زیبایی حیف است - لکه ای داشته باشد بیت دوم قافیه مشک   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حجت شاعر گرامی - منو ببخشید به سختی میبینم و تایپ می کنم اشتباهی در قسمت نقد کلیک کردم ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : معین حجت
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«نیرنگ آژی دَهاک»
پیشکش به هم تبارانم در افغانستان که این روزها سخت گرفتارند و رنج می کشند:

«نیرنگ آژی دَهاک»
 
احمد سلام، آرشِ میدان پنجشیر!
پرتاب کن به جانب جیحون، دوباره، تیر
 
می بینمت، هماره، در البرز با کمان
داری نگاه می کنی آرام و سر به زیر!
 
در تو، مباد ترس، از انبوه دشمنان
خوفی به دل مدار، ز دجّال های پیر
 
چونان تهمتنی که دراین گیرودارها 
خود را رسانده ای به هَماوَن، به ناگزیر
 
احمد سلام، آینه دار زلال ها!
یادآور سیاوَش و کیخسرو دلیر
 
امّید می رود که از این تخت، پور شاه
افراسیاب را بِکَشد عاقبت به زیر
 
تصویری از تورا، فقط، از دور دیده ام
با آن نگاه ساده، پراحساس و دلپذیر
 
اندیشه می کنم که منوچهر آمده است
با قصد انتقام از اهریمنِ شریر !
 
درهم بریز خُدعه ی آژی دَهاک را
محکم به دست، بیرقی از کاوه را بگیر
 
نگذار، شهرناز،  بیفتد به دست خصم
هرگز مباد آینه هارا کنند اسیر!
 
 نیرنگ بیوَر اَسب به جایی نمی رسد
چیزی نمانده است، فریدون شود امیر
 
دل بسته است، شهر، به فرزند آفتاب
هموار باد، بخت بلندت در این مسیر!
 
دارند داستان تو را نقل می کنند
در بلخ  و بامیان و نشابور و  تنگسیر
 
این ماه، زیر ابر نمی ماند این چنین
روشن شود دوباره شب از پرتوِ مُنیر
 
 در قحطسال عاطفه، می خواهم از خدا 
بادا که بارشی برساند به این کویر...
 
*هماوَن=نام کوهی بوده  که در آنجا میان سپاه توس، سردار ایران و سپاه توران جنگ بزرگی رخ می دهد. در این جنگ  شکست به سپاه توس می افتد.  رستم به کمک آن ها می آید. اشکبوس و کاموس کشانی به دست رستم کشته می شوند و سپاه ایران پیروز می شود.
*کیخسرو= فرزند سیاوش، پادشاه ایران که به کین خواهی پدرش، افراساب را می کشد.
*منوچهر= نوه ی ایرج، پادشاه پیشدادی ایران، که به کین خواهی ایرج، به جنگ سلم و تور می رود و آن هارا شکست می دهد.
*آژی دَهاک= نام دیگر ضحاک ماردوش
*بیوَراسب= دارنده ده هزار اسب، نام دیگر ضحاک ماردوش.
*شهرنَواز= یا شهرناز، نام یکی از دختران جمشید که به دست ضحاک اسیر می شوند و فریدون آن هارا آزاد می کند.
کلمات کلیدی این مطلب :  آژی دَهاک ، پنجشیر ، تهمتن ، کیخسرو ، آرش ، منوچهر ، هماوَن ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1400/7/15 در ساعت : 2:30:10   |  تعداد مشاهده این شعر :  116


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1400/8/9 در ساعت : 14:43:38
نیرنگ بیوَر اَسب به جایی نمی رسد
چیزی نمانده است، فریدون شود امیر

دل بسته است، شهر، به فرزند آفتاب
هموار باد، بخت بلندت در این مسیر!
عالی بود
درود بر شما
اکرم بهرامچی
1400/8/12 در ساعت : 9:9:15
همیشه کف زدن ها معنی ِ بیدار بودن نیست
و حضاری که در خوابند هم آمار ِ ِ این چندند
درود بر شما
بازدید امروز : 4,475 | بازدید دیروز : 17,071 | بازدید کل : 137,182,485