ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نامه
پنجاه و یک
 
اوّلین گلی که در شعر‌هایم متولّد شد، نام تو را برزبانم نوشت و آوای خوش بی‌قراری را در جانم ریخت.
از آن روز سرنوشت من درآینه‌ی تمام قدّ تو منعکس می‌شود.
از آن روز خورشید عشق از بام خانه‌ام طلوع می‌کند.
از آن زمان زبان همه‌ی قناری‌ها و قرنفل‌ها را می‌فهمم.
و از آن وقت، هرشب خواب می‌بینم که هفت‌ماه و هفتاد‌ستاره پیش پایم سجده می‌کنند.
از تو چه پنهان كه ديشب تا صبح ذكر نام تو را بر لب داشتم و با همه‌ی جانم تو را صدا مي‌كردم. حالا كه قرار است گذارت به‌اين طرف‌ها بيفتد، تنها براي زخم‌های صدايم مرهمي‌ از آوازهایت را بياور.
حالا که من ادامه‌ی چشمان بارانی تو هستم،
حالا که من به اینهمه دوری راضی‌ام، تو هم بیشتر از پیش دل ناقابلم را دریاب!همین!
کلمات کلیدی این مطلب :  نامه - نثر ادبی ،

موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/9/13 در ساعت : 23:16:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  257


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 19,720 | بازدید دیروز : 34,337 | بازدید کل : 142,838,402
logo-samandehi