ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام مجدد - به جای " به لای " هم می توانید بنویسید: " میان" - تو در آغوشم و دستم میان گیسوان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز جناب میرویس! - به فرض اینکه «هاء» مبدّل از تاء تأنیث در کلمات عربی را غیر ملفوظ بگیریم ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود - 1- در مصرع -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل های زیبایی دارید - احسنت - چند پیشنهاد درباره غزل بالا : - 1- در این مصرع: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
درود خدمتِ شما مهربان! - های وصلی(غیرِ اصلی) در زبان عربی به پنج نوع‌است: - ضمیرِ غایب؛ ۲- حرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
حرفِ‌تان درست است اما نقطه‌ی باریکی دارد که متوجه نشده‌اید و آن این‌است که سخن قیس شمس در موردِ جمع‌   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
* افسوس.. - میرویسا! به بنده شد معلوم - که تو را با حق است وما سر جنگ - هم کلنگم شکست وهم چکّ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نامه
پنجاه و یک
 
اوّلین گلی که در شعر‌هایم متولّد شد، نام تو را برزبانم نوشت و آوای خوش بی‌قراری را در جانم ریخت.
از آن روز سرنوشت من درآینه‌ی تمام قدّ تو منعکس می‌شود.
از آن روز خورشید عشق از بام خانه‌ام طلوع می‌کند.
از آن زمان زبان همه‌ی قناری‌ها و قرنفل‌ها را می‌فهمم.
و از آن وقت، هرشب خواب می‌بینم که هفت‌ماه و هفتاد‌ستاره پیش پایم سجده می‌کنند.
از تو چه پنهان كه ديشب تا صبح ذكر نام تو را بر لب داشتم و با همه‌ی جانم تو را صدا مي‌كردم. حالا كه قرار است گذارت به‌اين طرف‌ها بيفتد، تنها براي زخم‌های صدايم مرهمي‌ از آوازهایت را بياور.
حالا که من ادامه‌ی چشمان بارانی تو هستم،
حالا که من به اینهمه دوری راضی‌ام، تو هم بیشتر از پیش دل ناقابلم را دریاب!همین!
کلمات کلیدی این مطلب :  نامه - نثر ادبی ،

موضوعات :  نثر ادبی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/9/13 در ساعت : 23:16:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  173


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 2,450 | بازدید دیروز : 20,987 | بازدید کل : 138,270,068