ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عتیقه
یا سرم بر سنگ خورده از دلت سرخورده است
یا نمی دانی چه کردی که به من برخورده است


از ‌رگ گردن به هر کس می شوی نزدیک تر
باورش سخت است از دست تو خنجر خورده است

چشم پوشی کردم از طرز نگاهت ، غافل از
اینکه پنهانی دلم یک زخم دیگر خورده است

باز دلتنگم ، نشد دلباز و دلخون شد دلم
بس که این باز به خون تشنه ، کبوتر خورده است

چشم تو گر کاسه ی خون است ، ساغر خورده است 
فرق دارد با کسی که سیلی تر خورده است 

ای امان از درد بی درمان که این دل مدتی ست
هرچه ضربه می خورد از دست باور خورده است

باورت کردم نفهمیدم که از دستان ِتو
یک نفر دلخون تر از من شام آخر خورده است

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
#غزلسرا
#غزل_کلاسیک
#غزل_دیروز
#غزل_امروز
#غزل_عاشقانه
حلق را سوزانده، انگاری زغالت خوب نیست
عطر سیب سوخته دارد، خیالت، خوب نیست

گرُ گرفته آتشِ قلیان ِ قهوه خانه ات
چشم در چشم خلائق، اشتعالت ،خوب نیست

دلبری خوب است با لبخند نه با اینچنین _
مستی بیش از حدی که هیچ حالت خوب نیست

بر زمینت می زند گاهی نگاهی خیره سر
هرز افتادن برای سیب کالت خوب نیست

کولی کف بین نگاهی کرد بر دستم ، دمی
با طمأنینة به گوشم خواند، فالت خوب نیست

خواستم باور کنم که تو حقیقی نیستی
گرچه این بیداری از فرض محالت خوب نیست

حال من خوب است خیلی خوب اما هرکسی
می رسد از راه می گوید تو حالت خوب نیست

گرچه حالم را نمی پرسی میان جمعیت
این سکوت بیشتر از هر سوالت خوب نیست

آنطرف دیوار سیمانی بلند ست اینطرف
بال و پر ها ریخته از بال ، بالت ، خوب نیست

سلفی آخر خراب افتاده است از روی عمد
دوستش دارم نگو انقدر ، شالت خوب نیست

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
#غزل_امروز
#غزل_دیروز
#غزل_کلاسیک
به من به این دل ِ مثل ِ عتیقه رحم نکن
برای کشتن من ، یک دقیقه، رحم نکن

چقدر برتن ِ خود کرده ام نبود ِ تو را
به پوستین ِ من ِ بد سلیقه رحم نکن

بکش به آتش و چیزی نگه ندار از من
به عطر کهنه ی روی جلیقه رحم نکن

مرا به حبس ببر یا فقط خلاصم کن
به مجرمان ِ بدون وثیقه رحم نکن

برای اینکه مرا خودکشی کنی، بگذار ...
تفنگ پرشده را بر شقیقه ، رحم نکن

مرا بمیر در آغوش خویش محکم تر
فراری ام نده با هر طریقه، رحم نکن

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
#غزل #غزل _ کلاسیک
#غزل _ معاصر
#غزلسرا
#غزل_معاصر
#غزلسرایان_معاصر
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/9/17 در ساعت : 18:24:58   |  تعداد مشاهده این شعر :  66


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1400/9/20 در ساعت : 0:14:35
مثل همیشه عالی و مانا
درود بر شما
بازدید امروز : 7,730 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,296,447