ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عتیقه
یا سرم بر سنگ خورده از دلت سرخورده است
یا نمی دانی چه کردی که به من برخورده است


از ‌رگ گردن به هر کس می شوی نزدیک تر
باورش سخت است از دست تو خنجر خورده است

چشم پوشی کردم از طرز نگاهت ، غافل از
اینکه پنهانی دلم یک زخم دیگر خورده است

باز دلتنگم ، نشد دلباز و دلخون شد دلم
بس که این باز به خون تشنه ، کبوتر خورده است

چشم تو گر کاسه ی خون است ، ساغر خورده است 
فرق دارد با کسی که سیلی تر خورده است 

ای امان از درد بی درمان که این دل مدتی ست
هرچه ضربه می خورد از دست باور خورده است

باورت کردم نفهمیدم که از دستان ِتو
یک نفر دلخون تر از من شام آخر خورده است

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
#غزلسرا
#غزل_کلاسیک
#غزل_دیروز
#غزل_امروز
#غزل_عاشقانه
حلق را سوزانده، انگاری زغالت خوب نیست
عطر سیب سوخته دارد، خیالت، خوب نیست

گرُ گرفته آتشِ قلیان ِ قهوه خانه ات
چشم در چشم خلائق، اشتعالت ،خوب نیست

دلبری خوب است با لبخند نه با اینچنین _
مستی بیش از حدی که هیچ حالت خوب نیست

بر زمینت می زند گاهی نگاهی خیره سر
هرز افتادن برای سیب کالت خوب نیست

کولی کف بین نگاهی کرد بر دستم ، دمی
با طمأنینة به گوشم خواند، فالت خوب نیست

خواستم باور کنم که تو حقیقی نیستی
گرچه این بیداری از فرض محالت خوب نیست

حال من خوب است خیلی خوب اما هرکسی
می رسد از راه می گوید تو حالت خوب نیست

گرچه حالم را نمی پرسی میان جمعیت
این سکوت بیشتر از هر سوالت خوب نیست

آنطرف دیوار سیمانی بلند ست اینطرف
بال و پر ها ریخته از بال ، بالت ، خوب نیست

سلفی آخر خراب افتاده است از روی عمد
دوستش دارم نگو انقدر ، شالت خوب نیست

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
#غزل_امروز
#غزل_دیروز
#غزل_کلاسیک
به من به این دل ِ مثل ِ عتیقه رحم نکن
برای کشتن من ، یک دقیقه، رحم نکن

چقدر برتن ِ خود کرده ام نبود ِ تو را
به پوستین ِ من ِ بد سلیقه رحم نکن

بکش به آتش و چیزی نگه ندار از من
به عطر کهنه ی روی جلیقه رحم نکن

مرا به حبس ببر یا فقط خلاصم کن
به مجرمان ِ بدون وثیقه رحم نکن

برای اینکه مرا خودکشی کنی، بگذار ...
تفنگ پرشده را بر شقیقه ، رحم نکن

مرا بمیر در آغوش خویش محکم تر
فراری ام نده با هر طریقه، رحم نکن

#سید_مهدی_نژاد_هاشمی
#غزل #غزل _ کلاسیک
#غزل _ معاصر
#غزلسرا
#غزل_معاصر
#غزلسرایان_معاصر
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/9/17 در ساعت : 18:24:58   |  تعداد مشاهده این شعر :  315


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1400/9/20 در ساعت : 0:14:35
مثل همیشه عالی و مانا
درود بر شما
بازدید امروز : 17,714 | بازدید دیروز : 27,545 | بازدید کل : 155,702,384
logo-samandehi