ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اماهمیشه اسیراست

با دست و پاهای بسته ، زندانی این جهانها
ماسیده خون در رگ ما ، تاثیر این شوکرانها
بذری که در ما جوانه زد در دو سال تباهی
انگار ریشه دوانده ، در ساحت ٱستخوانها
یک دست انگشت شصت و یک دست سبابه فعال
چشمان سرخ دونده ، بر گور فن بیانها
کل جهان یک محله ، پیچیده در شک و تردید
دیگر ندارند فرقی ، بر نقشه جا و مکانها
در می نوردد به آنی ، تصویر کل جهان را
جنگ است با لهجه ها و با إعتبار زبانها
نفت و پورن ،رقص و تریاک ،دنیای شاد مجازی
دراین فضا جا ندارند یک لحظه آه و فغانها
وقتی سوپر من می آید شر می رود أز زمانه
اما همیشه أسیر است در جعبه با داستانها
زیر خط فقر باید ، جنگید تا لقمه ای نان
برسفره ای چرب و شیرین ،مستند آن خطبه خوانها
پیران در خود شکسته ، گفتند از راه بسته
یگ گول با رنگ تازه ،ٱفتاد بین جوانها
هم کفشها جفت میشد،هم آب شرتی صدا کرد
او قد بلند و رشید است ،در خواب این استکانها
ازهر طرف راه ٱفتاد انسان غرق تباهی
دیوارها قد کشیدند ، تا وسعت آسمانها
گفتیم ای مرگ ما را از چاله تا چاه، هی کن
گفتند هم وزن ألماس ، شد قیمت ریسمانها
سوسو بزن ای ستاره در عمق این ظلمت آباد
شاید ببیند ما را ، در وسعت کهکشانها.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1400/9/26 در ساعت : 18:58:36   |  تعداد مشاهده این شعر :  35


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,845 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,296,562