ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام مجدد - به جای " به لای " هم می توانید بنویسید: " میان" - تو در آغوشم و دستم میان گیسوان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز جناب میرویس! - به فرض اینکه «هاء» مبدّل از تاء تأنیث در کلمات عربی را غیر ملفوظ بگیریم ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود - 1- در مصرع -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل های زیبایی دارید - احسنت - چند پیشنهاد درباره غزل بالا : - 1- در این مصرع: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
درود خدمتِ شما مهربان! - های وصلی(غیرِ اصلی) در زبان عربی به پنج نوع‌است: - ضمیرِ غایب؛ ۲- حرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
حرفِ‌تان درست است اما نقطه‌ی باریکی دارد که متوجه نشده‌اید و آن این‌است که سخن قیس شمس در موردِ جمع‌   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
* افسوس.. - میرویسا! به بنده شد معلوم - که تو را با حق است وما سر جنگ - هم کلنگم شکست وهم چکّ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«داغ سیاوش»
«داغ سیاوش» 
 
یکی خبر برساند بتاخت رستم را 
که می برند به غارت صلابت جم را
 
درخت های تناور به خاک می افتند 
شکنجه می دهد این درد، روح آدم را 
 
چقدر داغ سیاوش! دوباره می بندند 
به شانه های فرنگیس شال ماتم را 
 
تمام شهر به ضحاک می برند نماز 
سپرده اند به او اختیار عالم را 
 
تبر به دست گروهی به باغ آمده اند
کشانده اند به جنگل کبودیِ غم را 
 
به اهتزاز درآورده اند در این خاک 
سیاه، مثل دل خود، هزار پرچم را 
 
نشاط جاری اردیبهشت را بردند
گذاشتند در این جا فقط محرّم را 
 
به خان زند بگویید: دشمنان حتی
کشیده اند به غارت خرابه ی بم را 
 
صلیب می وزد از سمت جُلجَتا هر روز 
نشانده اند به خاک سیاه مریم را 
 
یکی بیاید از این جا نجات مان بدهد 
کسی که بشکند این قفل های محکم را!
کلمات کلیدی این مطلب :  سیاوش ، فرنگی ، ، ضحاک ، مریم ، رستم ، جلجتا ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/10/7 در ساعت : 12:37:47   |  تعداد مشاهده این شعر :  67


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 2,409 | بازدید دیروز : 20,987 | بازدید کل : 138,270,027