ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی قربانی
۱۶:۳۶ - کیفیت بی‌نام حالتی است غیرقابل توضیح. - سال‌ها قبل از این که نویسندۀ کتاب معماری و راز ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام استاد معصومی عزیز - مصرع پایانی را دریاب - چرا که پیام گویا و رسا نیست - چه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
رسالت شعر بیان حق هست و اغراق هم جزو صنایع ادبی است اما وقتی از محدوده انصاف در حد سال نوری خارج می   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
با سلام - من این شعر را در تاریخ 9/8/1402 ارسال کردم اما تاریخ ارسال آن را 24/4/1402 زده‌اند چطو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رعد غیرت
خشم طوفان بودی و دریا جلودارت نبود
ساحلِ آشوب را یارای پیکارت نبود
در مصاف ظلمت و اهریمنان شب پرست
رعد غیرت بودی و بیم از شب تارت نبود
بر فراز ابرها همچون عقابی تیزبال
نقطه ای هرگز نهان از چشم هشیارت نبود
کوه غیرت بودی و گرد ره مردانگی
ذره ای آشفته از مجموع رفتارت نبود
جرات جولان نمی دادی هوای نفس را
جز رضای دوست در آیین و کردارت نبود
می تراویدند از عمق وجودت  جملگی
واژه ای نا آشنا در لحن و گفتارت نبود
پاسبان مرزهای عزت و آزادگی
شب همه شب تا سحر جز چشم بیدارت نبود
تشنه جام شهادت بودی و فیض وصال
قطره ای تردید دردریای افکارت نبود
کوچه باغ آسمان تا شد زبویت پر، به لب
قدسیان را نغمه ای جزوصف ایثارت نبود
روی دوش شهر می شد پیکرت تشییع چون
حلقه زن در چشم ها جز اشک خونبارت نبود
ناجوانمردانه در راهت کمین زد لاجرم
بویی ازمردانگی در خصم مکارت نبود
علی شهودی
سه شنبه 7دیماه 1400
کلمات کلیدی این مطلب :  سلیمانی ، شعر ، قاسم ، شهید ، شهودی ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1400/10/7 در ساعت : 18:21:28   |  تعداد مشاهده این شعر :  460


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1400/10/8 در ساعت : 7:48:22
سلام
درود بر شما
در مصرع "قدسیان را نغمه ای ..." حرف ت از کلمه ی "ایثارت" افتاده است؛ آن را تصحیح بفرمایید.
علی شهودی
1400/10/11 در ساعت : 9:51:25
سلام و درود بر سرور معظم جناب خلیل ذکاوت از دقت نظر حضرتعالی سپاسگزارم حرف در تایپ افتاده بود یادم رفته بود در اینجا اصلاح کنم خیلی ممنون
طارق خراسانی
1400/10/10 در ساعت : 22:50:2
عالی ست
درود خدا به شما
شاد باد جان آن شهید بزرگوار
علی شهودی
1400/10/11 در ساعت : 9:51:54
سپاس و درود خیلی ممنون
بازدید امروز : 1,978 | بازدید دیروز : 25,353 | بازدید کل : 158,734,793
logo-samandehi