ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام مجدد - به جای " به لای " هم می توانید بنویسید: " میان" - تو در آغوشم و دستم میان گیسوان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
دوست عزیز جناب میرویس! - به فرض اینکه «هاء» مبدّل از تاء تأنیث در کلمات عربی را غیر ملفوظ بگیریم ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام برادر - غزل خوبی است اما چند ایراد دارد که اگر برطرف کنید بهتر هم می شود - 1- در مصرع -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل های زیبایی دارید - احسنت - چند پیشنهاد درباره غزل بالا : - 1- در این مصرع: -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
درود خدمتِ شما مهربان! - های وصلی(غیرِ اصلی) در زبان عربی به پنج نوع‌است: - ضمیرِ غایب؛ ۲- حرف   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
حرفِ‌تان درست است اما نقطه‌ی باریکی دارد که متوجه نشده‌اید و آن این‌است که سخن قیس شمس در موردِ جمع‌   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
* افسوس.. - میرویسا! به بنده شد معلوم - که تو را با حق است وما سر جنگ - هم کلنگم شکست وهم چکّ   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رعد غیرت
خشم طوفان بودی و دریا جلودارت نبود
ساحلِ آشوب را یارای پیکارت نبود
در مصاف ظلمت و اهریمنان شب پرست
رعد غیرت بودی و بیم از شب تارت نبود
بر فراز ابرها همچون عقابی تیزبال
نقطه ای هرگز نهان از چشم هشیارت نبود
کوه غیرت بودی و گرد ره مردانگی
ذره ای آشفته از مجموع رفتارت نبود
جرات جولان نمی دادی هوای نفس را
جز رضای دوست در آیین و کردارت نبود
می تراویدند از عمق وجودت  جملگی
واژه ای نا آشنا در لحن و گفتارت نبود
پاسبان مرزهای عزت و آزادگی
شب همه شب تا سحر جز چشم بیدارت نبود
تشنه جام شهادت بودی و فیض وصال
قطره ای تردید دردریای افکارت نبود
کوچه باغ آسمان تا شد زبویت پر، به لب
قدسیان را نغمه ای جزوصف ایثارت نبود
روی دوش شهر می شد پیکرت تشییع چون
حلقه زن در چشم ها جز اشک خونبارت نبود
ناجوانمردانه در راهت کمین زد لاجرم
بویی ازمردانگی در خصم مکارت نبود
علی شهودی
سه شنبه 7دیماه 1400
کلمات کلیدی این مطلب :  سلیمانی ، شعر ، قاسم ، شهید ، شهودی ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1400/10/7 در ساعت : 18:21:28   |  تعداد مشاهده این شعر :  61


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

خلیل ذکاوت
1400/10/8 در ساعت : 7:48:22
سلام
درود بر شما
در مصرع "قدسیان را نغمه ای ..." حرف ت از کلمه ی "ایثارت" افتاده است؛ آن را تصحیح بفرمایید.
علی شهودی
1400/10/11 در ساعت : 9:51:25
سلام و درود بر سرور معظم جناب خلیل ذکاوت از دقت نظر حضرتعالی سپاسگزارم حرف در تایپ افتاده بود یادم رفته بود در اینجا اصلاح کنم خیلی ممنون
طارق خراسانی
1400/10/10 در ساعت : 22:50:2
عالی ست
درود خدا به شما
شاد باد جان آن شهید بزرگوار
علی شهودی
1400/10/11 در ساعت : 9:51:54
سپاس و درود خیلی ممنون
بازدید امروز : 2,577 | بازدید دیروز : 20,987 | بازدید کل : 138,270,195