ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آمدی

ردالقافیه
خنده بر لب‌خندِ لب‌هایت حسادت می‌کند
هر گُلی را حسنِ زیبایت خجالت می‌کند

آمدی دنیای من غرق خوشی کردی چنان
که خوشی خود بر خوشی‌هایم حسادت می‌کند

بس‌که شادم نیست یادم مومن‌ام یا آتئیست
بس‌که خوشحال‌ام دلم شوقِ عبادت می‌کند

آمدی دل را رهانیدی ز چنگِ درد و غم
جای گریه دل دگر بر خنده عادت می‌کند

ردِ پای غم نخواهی یافت اندر چهره‌ام
اشکِ چشمم هم ز شادی‌ها روایت می‌کند

آمدی فصل جدایی شد تمام و نای نی
بعد از این از آشنایی‌ها حکایت می‌کند
میرویس هروی
کلمات کلیدی این مطلب :  شعر ، کلاسیک ، غزل ، دفترِ نابینایی در تاریکی ، آمدی. ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1400/10/20 در ساعت : 8:32:59   |  تعداد مشاهده این شعر :  115


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1400/10/20 در ساعت : 11:32:29
میرویس هروی صاحب ، فی نفسه شاعر است و شاعر خوبی هم است.انتقاد کلی من به او تطویل کلام و کاربرد لغات و اصطلاحات مهجور است که نو شدن زبان را خصم خونی است.
میرویس عزیز. لالا جان!جسارتآ مصراعهای ذیل را نگاهی بیفکنید.بخصوص مصراع دوم را .آتئیست کلمه ای بیگانه است و در شعر فارسی خوش نمی نشنید ؛ بخصوص که کلمه ای متواتر نیست که بگوییم از فرط کاربرد استفاده از آن در شعر فارسی بلااشکال است.البته در این مصراع «کافرم» هم می شود به کار برد اما «م» ضمیر زیاد می نماید و از حسن کلام می کاهد ؛ اگر نگوییم غلط است.....واما:
که خوشی هم بر خوشی هایم حسادت می کند....«هم» جاگیر «خود» شد.
بس که شادم نیست یادم مؤمنم یا اهل کفر....شرحش رفت.
آمدی دل را رها کردی ز چنگ درد و غم ....«رها کردی»به نظرم زیباتر از «رهانیدی» است.
ردّ پای غم نخواهد دید دیگر چهره ام .....بدین نحود هم «اندر» نازیبا حذف می شود و هم «یافت» تقریبآ نازیبا وهم اینکه از حیث معنوی بهتر می نماید....
میرویس هروی
1400/10/25 در ساعت : 7:39:52
سلام و درود مهربان!
سپاس‌گزارم که وقت گذاشتید و خواندید و نظر بسیار بسیار نیک و ارزشمند نگاشتید؛ ضمنِ این‌که دوست دارم در موردِ سیاه‌خط‌های دیگرم نیز نظر شما را داشته باشم، در موردِ این نقدِ‌تان تاجایی موافق نیستم:
۱- آتئیست نامِ یک نگرش یا می‌توان گفت نام یک باور، عقیده و یا نام یک دین‌است؛ برابرِ فارسیِ آتئیست واژه‌ی کافر نیست، و برعلاوه واژه‌ی کافر نیز فارسی نیست، عربی است. برابرِ عربیِ واژه‌ی آتئیست "ملعد" است که در گذشته‌ها بسیار پُر کاربرد بود اما اکنون عرب‌ها نیز واژه‌ی آتئیست را بیش‌تر بکار می‌برند. برابرِ فارسیِ آتئیست بگونه‌ی مشخص وجود ندارد و فارسی‌زبانان برای بیانِ هدف بیش‌تر از عبارتِ "خدا نابابور" کار می‌گیرند که تعریفی برای واژه‌ی آتئیست‌است نه برابرِ فارسی آن، واژه‌ی آتئیست امروزه هم در زبانِ فارسی و هم در سایر زبان‌های زنده‌ی دنیا مروج‌است و اگر آن‌را به عنوان یک نگرش، مکتب، باور و دین در ردیفِ اسلام، یهود، هندوهیزم و... ببینیم نیاز به فارسی‌سازی و یا برگردان آن به زبان‌های دیگر نیست.

۲- کاربردِ "هم" در جای "خود" را نیز به سبب تاکیدی که در واژه‌ی "خود" وجود دارد و هدفم را مشخص‌تر و محکم‌تر بیان می‌کند پذیرفته نمی‌توانم.

۳- کاربردِ عبارتِ "رها کردی" در جای "رهانیدی" را به سبب این‌که "رهانیدی" واژه‌ی مستقل(فعلِ متعدی) است و نیاز به "کردی(فعلِ کمکی)" ندارد؛ پذیرفته نمی‌توانم.

۴- ضمنِ این‌که نمی‌پذیرم واژه‌ی "یافت" نازیبا است؛ و می‌پذیرم که "اندر" امروزه چندان کاربرد ندارد و اگر "اندر" از مصراع حذف شود خوب‌تر خواهد شد، برای حفظِ معنیِ که مقصودم است این "ردِ پای غم نخواهد دید دیگر چهره‌ام" خوشه‌ی پیشنهادی شما را پذیرفته نمی‌توانم چون در مصراعی‌که من نوشتم تاکیدِ بیش‌تر وجود دارد بسیار موارد وجود دارد که قابل دید نیست ولی می‌توانیم بیابیم‌شان؛ به این سبب با کاربردِ "یافت" برای مخاطب چالش تعیین کردم و تاکید من را نشان می‌دهد...

ان‌شاءالله که منتظرِ نظرات خوبِ‌تان هستم واقعا از دقت‌تان حظ بردم، باز هم سپاس‌گزارم.
عباس خوش عمل کاشانی
1400/10/25 در ساعت : 9:26:43
با سلام
نظر بسیار بسیار نیک و ارزشمندم (به قول شما) را از نخستین جمله تا آخرین جمله پس گرفتم.....دیگران قضاوت کنند بهتر است.....جایی نوشته اید «ملعد» که به نظرم «ملحد» باید باشد.ضمنا لغات و اصطلاحات عربی چنان در رگ و ریشه ی زبان فارسی تنیده شده است که آنها را بیگانه نمی توان نامید.
میرویس هروی
1400/10/25 در ساعت : 18:12:23
باز هم سپاس و معذرت که قسمتِ بیش‌ترِ نظریات‌تان را پذیرفته نتوانستم؛ در موردِ "ملحد" حق باشماست اشتباهِ تایپی گاهی رُخ می‌دهد اشکال از گزینه‌ی پیش‌فرضِ صفحه‌ی کلیدِ گوشی‌ام است، در موردِ "رهانیدی" و "رها کردی" هم که گفتم وقتی فعلِ متعدی و مستقل را داریم نیاز نیست از افعالِ کمکی کار بگیریم، من می‌پذیرم که امروزه "رها کردی" از "رهانیدی" پُرکاربردتر است ولی ما و شما که در این باره آگاهی داریم باید واژه‌ی درست را جای‌گزین کنیم تا باگذشت زمان از کاربرد واژه‌ی نادرست جلوگیری شود، ورنه دیری نخواهد گذشت که عبارت‌های چون: شستن کردی، خوردن کردی...، را نیز شاهد خواهد بودیم.
در موردِ واژه‌ی "یافت" شاید تفاوتِ لهجه و یا تفاوتِ واژه‌های پرکارد میانِ مناطقِ ما و شما باشد چون در جامعه‌ی ما این واژه بسیار پُرکاربرد است و فقط می‌ماند موضوعِ "اندر" که آن‌ را قبول دارم و اگر جای‌گزینِ مناسبِ برایش بیابم حتما تصحیح می‌کنم.
در اخیر باز هم یادآور می‌شوم که نظرِتان بسیار پسندیده و خوب‌است اما این‌که من نمی‌توانم بپذیرم دلایل خودم را دارم و بیان کردم و نیز بسیار بسیار دوست دارم و خوشحال خواهم شد اگر در موردِ سیاه‌خط‌های دیگرم نیز نقد و نظری داشته باشید😊.
باز هم سپاس‌گزارم مهربان هستید🌹🌹🌹
غزل باران
1400/10/25 در ساعت : 18:19:42
از نقد ارزشمندتان آموختم متشکرم
قدر نقد به جا رو باید دانست ...
بازدید امروز : 5,911 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,294,628