ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن این مصرع ایراد دارد - تبريك گفت به خويش و سپس سريع - شاید به این شکل بوده - تبری   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - وزن بسیار سختی را انتخاب نموده اید و البته به خوبی هم از پس آن برآمده اید - - اما سرود   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام شاعر - سعی کنید از زمین کنده شوید و بیستر از عشق های آسمانی بنویسید تا اشعارتان عمیق تر و مان   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - غزل زیبایی است - اگر دو بیت آخر را از عشق های زمینی پاک می کردید بهتر بود - برقرار باشی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما شاعر توانمند - غزل های بسیار خوبی دارید احسنت! - اما در این غزل ، - وزن مصرع اول ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام بر شما - در مصرع دوم بیت اول بعد از "هست" یک هجای کوتاه کم است می توانید به این شکل مشکل را ح   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
سلام - با عنایت به بیت مطلع که برایش گل فرستاده اید! پیشنهاد می کنم مصرع اول ببت دوم را به شکل زی   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : غزل باران
برادر جان باصره به تنهایی یک واژه است به فرهنگ لغت مراجعه بفرمایید - و در ثانی حروف الحاقی هم وقت   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : میرویس هروی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عطوفت بی حد

برای حضرت ام البنین سلام الله علیها
تقدیم به زاده ی نور؛ افشین علا‌. رودی که سرود:
"
زن رشک حور بود و تمنای خود نداشت"

ستاره بودی و یکباره آفتاب شدی
برای خانه ی مولا که انتخاب شدی

به آستان عزیزان قدم گذاشتی و
دلیل عزت قوم بنی کلاب شدی

به جای اینکه نهی تاج همسری بر سر
کنیز حلقه به گوش ابوتراب شدی

چه شد عطوفت بی حد! که از همان آغاز
به جای فاطمه ام البنین خطاب شدی

چه با نهایت دین در نهان دعا کردی؟
که آشکار بدین گونه مستجاب شدی

چه شد که راه به درگاه عاشقان بردی؟
چه شد که محرم این خاندان حساب شدی؟

مگر نه اینکه نظر کرده ی خداوندی
چرا که منتخب چشم آن جناب شدی

کدام رایحه ای می رسد به نکهت تو
تو بر مشام امامان شمیم ناب شدی

***

پس از حسین به سایه نمی نشست دلت
انیس گریه پیوسته ی رباب شدی

به یاد ساقی بی دست مویه می کردی
به یاد تشنه لبی امام آب شدی

***

شُکوه بود نه شِکوه! حماسه خوانی بود!
اگر که مرثیه خوان گل و گلاب شدی*
#مهرداد_مهرابی
سروده تابستان۱۳۹۰
ویراسته بهمن۱۳۹۹


*. این اثر در سال ۱۳۹۱ در کتاب "کوثریه ها" توسط انتشارات آرام دل به اشتباه به نام شاعر دیگری به چاپ رسید و در سال ۱۳۹۹ بیشتر ابیات آن دچار بازسرایی شد.


موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1400/10/24 در ساعت : 5:32:22   |  تعداد مشاهده این شعر :  53


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 5,668 | بازدید دیروز : 21,099 | بازدید کل : 138,294,385