ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



...شوخی...
بنام خدا

...طنز شوخی با شاعران...

«سالها فکر من این است و همه شب سخنم»
که چه جوری بگریزم شبی از دست زنم !؟

بروم گوشه ی باغی و علف میل کنم
که همین بوده فقط فایده ی خر شدنم

مانده ام تا به چه صورت مَلکُ الموت خدا !
روح داغون مرا بَر کَند از جلد تنم

یا خرم یا که خودم را به خریّت زده ام
یا که خونخوار فجیعی شده گاو حسنم

یا رب آن میوه ی ممنوعه که گفتی نخورم
اگه با اشک تو قاطی بشه چسبد به تنم

من که ایرانی ام و عِرق ملیّت دارم
به چه جرمی بپذیرم که گدای پِکنم !؟

من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
بگذارید که در داخل آن جان بکنم

قسم حضرت عباس که از دستم رفت
لااقل دُمّ ِ خروسی بنه لای کفنم

هرکجایی بروم بی تو برایم مرگ است
پس همان به ! که از ایران خودم دل نکنم

مرغ اگر نیست بدان که پر ِ سیمرغی هست
ماندم ای وای !! به آتش بزنم یا نزنم

گر اجازه بدهی عرض کنم خدمتتان
من زنم را نزنم او بزند مثل نَنَم

من گرفتار کرونا ی خیانت شده ام
می شود واکسن خدمت بزنی بر بدنم !؟

خُلق و خوی من ِ مفسد به خودم می آید
بنده را عفو نما بابت اخلاق اَنم

کاش روزی برسد ارز فراوان گردد
دلار آهسته برابر بشود با تومنم

ع.ن.س
کلمات کلیدی این مطلب :  شوخی با شاعران ، علی نظری سرمازه ،

موضوعات :  اجتماعی ، آیینی و مذهبی ، طنز ،

   تاریخ ارسال  :   1400/11/27 در ساعت : 13:41:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  115


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 19,905 | بازدید دیروز : 22,291 | بازدید کل : 142,603,538
logo-samandehi