ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بی شما انگار عقرب در قمر افتاده است

شعر می‌گفتم...
 که دیدم از اثر افتاده است..
شاعر بیچاره اش
در دردسر افتاده است
خر گذشت از پل
ولی پشت سر خر پل شکست
خلق می‌گفتند از پل
 یک نفر افتاده است...
هر بتی افتاد یک بت از طلا جایش گرفت
صد بت سنگی اگرچه با تبر افتاده است
در خبر می‌گفت کوهی کنده فرهاد از قضا
یک نفر در کوه مست و بی خبر افتاده است
ای بسا شاعر که شعرش را نمی‌خوانََََد کسی
ای بسا عاشق که در کوه و کمر افتاده است
داربست کاخها بر ما طناب دار شد
از سر هر کاخشان صد کارگر افتاده است
صاحبان قدرت و ثروت بسی دیده زمین
صد ابرقدرت در این صحرا دمر افتاده است
با کریمان کارها بی لطف او دشوار شد
بی شما انگار عقرب در قمر افتاده است
شاید این جمعه...
 ولی شایستگی در ما کم است
کار دل گویا به اما و اگر افتاده است

کلمات کلیدی این مطلب :  شعر انتظار ، غزل ، شعر سیاسی ،


   تاریخ ارسال  :   1401/1/12 در ساعت : 22:42:47   |  تعداد مشاهده این شعر :  704


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1401/1/14 در ساعت : 9:58:51
شاید این جمعه...
ولی شایستگی در ما کم است
کار دل گویا به اما و اگر افتاده است. دست مریزاد
کریم شاهزاده رحیمی
1402/1/14 در ساعت : 11:56:7
بسیار ممنونم از لطف شما خواهرم
روزگارتان آباد از لطف حضرت محبوب
یوسف شیردژم «افق»
1401/1/20 در ساعت : 13:51:13
سلام
احسنت بر شما
غزل زیبا و روانی است
دست مریزاد
کریم شاهزاده رحیمی
1402/1/14 در ساعت : 11:58:56
سلام بر شما موجبات شرمساری است که دقیقا با یک سال فاصله از لطفتان سپاسگدذاری میکنم
بازدید امروز : 15,469 | بازدید دیروز : 12,438 | بازدید کل : 156,762,873
logo-samandehi