ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پدر خاک ...

 
خاک،امشب به فغان آمده و غمگین است
رخ ِسجاده به خون پدرش رنگین است !
 
پدر ِخاک ، همان محرم سّرملکوت
هل اتی را سبب و ملتزمش یاسین است
 
چه غم انگیز شبی شد چه پریشان سحری
رمضان، ماه خدا ! رسم رفاقت این است؟
 
دل ایتام غریبانه در این غصه شکست
آه از دل که برآید اثرش نفرین است
 
آه ای غم چه شبی پرده برانداخته ای
شب قدری که در آن رزق همه تضمین است؟
 
« ساکنان حرم ستر و عفافِ ملکوت»
مویه کردند که این قسمت عزّالدین است ؟!
 
آسمان بار غمش را نتوانست کشید
داغ ِ این طایفه از روز ازل سنگین است
 
شب قدری که در آن شاخص ایمان بشکست
جمع اندوه و رجا با جگری خونین است
 
گرچه امت به فراوانی این غصه گریست
پیش ارباب یقین حادثه ای شیرین است
 
فوز دانست و از این واقعه دلگیر نشد
آری این منظره ی چشم حقیقت بین است
 
به جهان خرم است آن نفسْ که پاک است و رها
روز عقبی نفَس اش رایحه ای مُشکین است
 
با علی هرکه وفا کرد به مقصود رسید
مرکب هرکه در افتاد به او ، چوبین است
 
روضه خواندن به علی را برسانم به حسین
او که درد همه هست و همه را تسکین است
 
ظهرآن روزخجل شد رخ خورشید که دید
بر لب خنجر کین حنجر شمس الدین است
( رضا محمدصالحی)


موضوعات :  عاشورایی ، آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/1/31 در ساعت : 15:12:48   |  تعداد مشاهده این شعر :  100


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 21,610 | بازدید دیروز : 22,291 | بازدید کل : 142,605,243
logo-samandehi