ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



اسباب وحشی
شما مثل ستون های معبد سلیمان راست
می گویید
که اجنه نیستید و اجنه تر 
و اجنبی ترین
روی کدام کتاب آسمانی دست می گذارید
که زیر دست ها
افق آتش نگیرد؟!
واوترین ربط را باید میان جملات جهان با فردای مادون قرمز یافت
یا حفر آفتاب؟
از ترنج تا حاشیه
آینه را رج به رج می پراکنم تا از خودهای بیشتری بپرسید
بر سنگفرش ۱۴۰۰ شانه
لا لایی بخوانید برای پرچمتان در باد
اگر این «لا» لای پرگار نیست
اگر لایِ کا/با/لا
لابد این من ام که اطراف باستانی مصر را در ابعاد گلوبند کتی پری ترین بال
بازسازی کرده ام
سازبازی با دست بسته
در اسکاتلند مردان اگر به پاکدامنی شهره بودند
زانوها بر متراژ مسیر
قیچی نمی شد
یا ...
به کجا رسیده بودیم مثل میوه ای که سوار بر سیلندر به سمت تلاقی می غلتد؟
آها
به این جا رسیده بودیم که امان
امان از اطناب در گلو
و گلوله
از منظره می توان به هیچ نگاه کرد
وقتی احساس می کنی روحی ایستاده است و نگاه می کند ندارد تو را
آه 
در مردمک هایم انگار رخت می شویند
اگر نورانی شده ای
این گیره را به خودت نگیر 
دیبای ژرژت
امان از اطناب در وضوح
پلک را بگذار لب پله
شاید بالا و پایین رفت و مثل چشمی به ستاره ای افتاده افتاد
این کراوات را هدیه ای فرض می کنم
که الف
به صفحه ی معکوس پیراهنم داد
و ای داد
یادم رفته بود که یازده کدامین رگال از سپتامبر است
تویی که چشمهایت سگ دارد
به هر زبانی یاد نده
به سگ ها، چشم بگویند
سلیمان با شیاطین شطرنج بازی می کرد و ما مات مانده بودیم
خیابان را تا پیچ زمان و زاج بپا
امان از اطناب در بعید
در دور
قلاده لادنی است که بن می خواهد از تراس
نه گلدانی که پیش از زلزله
لبخند می زند به دیوارهای مبهوت
کا/با/لا/اله
قربانی کنید
مثل خبری که در روزنامه ها از سرنوشت خود بی خبر است 
آرنج هایی از متاورس را
با لا
قربانی کنید
و به قربان مردم رفتن تا قعر قله ی آفتاب های بانک را
کدام سند از امضای شما سپیدتر؟!
چند سکه ی بهار آزادی بدهیم تا ما را در زمستان رها کنید در سپیدی؟!
تا کی از بلندای متن؟!
به این مغلوطی که خط می نوشد اشک 
اگر دیکته نمی کردید چشمهایتان را
بهتر نبود؟
درخت ام که غلط کرده ام که درخت ایستاده باشم این طور       
من در این خشکسالی
«به» از کجا بیاورم بر شاخه
و باران
        بر ماه

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1401/2/10 در ساعت : 20:48:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  122


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 21,298 | بازدید دیروز : 22,291 | بازدید کل : 142,604,931
logo-samandehi