ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برای شهید اثنی عشری، اولین شهید خوزستانی انتفاضه قدس
در سینه‌ام افتاده تب و تاب جهانی
سوزانده دل شهر مرا داغ جوانی

آشفته و سردرگم از این داغ گرانم
بند آمد از این حادثه‌ی تلخ زبانم

برخیز که بعد از تو جهان تیره و تار است
لبریز خزانیم، فقط حرف بهار است

لب باز کن ای مرد که این جان نهراسد
هرگز کسی از غرش طوفان نهراسد

باران زلالی است بر این خاک عطش‌نوش
چرخی بزن ای دوست که باران نهراسد

ای مایه‌ی آرامش مردم نفست گرم
باشد که پس از این دل ایران نهراسد

خون تو رها در رگ ایران و فلسطین
تا در دل این دو گل ایمان نهراسد

انگشت عجب مانده به لب‌ها و دهان‌ها
حیرت زده از شور شمایند جهان‌ها

از خون جوانان وطن لاله دمیده
افتاده تب دلهره‌ای در ضربان‌ها

آلقدس لنا، آخر این راه به خیر است
در مسجد الاقصی به نمازند جوان‌ها

آنان که بزرگند و جهان بسته‌ی آن‌هاست
هستند فراتر ز مکان‌ها و زمان‌ها

دریازدگانی که دل از خویش بریدند
آنان که شهیدند، شهیدند، شهیدند

آرامش دریای پریشانی تاریخ
باید بنویسند به پیشانی تاریخ:

هر قطره‌ی این رود خودش وسعت دریاست
دزفول پر از قصه‌ی اثنی‌عشری‌هاست

آرامش دنیاست نهان در پس چشمت
مادر نگرانت شده، دلواپس چشمت

یک عمر تو را چشم به راه است، کجایی؟
یک عمر دعا کرده که از راه بیایی

حالا که خدا خواسته اینطور، قبول است
در‌ مدرسه‌ی عشق صبوری ز اصول است

ما مست شمائیم، شمایی که رهایید
ما زنده به عشقیم به عشقی که شمایید

ما جوهر خود را به رگ عشق سرشتیم
یکبار نوشتیم و دگر بار نوشتیم:

هر قطره‌ی این رود خودش وسعت دریاست
دزفول پر از قصه‌ی اثنی‌عشری‌هاست


حسین سنگری
https://instagram.com/hossein.sangari


   تاریخ ارسال  :   1401/2/11 در ساعت : 17:58:4   |  تعداد مشاهده این شعر :  600


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 5,523 | بازدید دیروز : 6,496 | بازدید کل : 157,687,725
logo-samandehi