ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



برای شهید اثنی عشری، اولین شهید خوزستانی انتفاضه قدس
در سینه‌ام افتاده تب و تاب جهانی
سوزانده دل شهر مرا داغ جوانی

آشفته و سردرگم از این داغ گرانم
بند آمد از این حادثه‌ی تلخ زبانم

برخیز که بعد از تو جهان تیره و تار است
لبریز خزانیم، فقط حرف بهار است

لب باز کن ای مرد که این جان نهراسد
هرگز کسی از غرش طوفان نهراسد

باران زلالی است بر این خاک عطش‌نوش
چرخی بزن ای دوست که باران نهراسد

ای مایه‌ی آرامش مردم نفست گرم
باشد که پس از این دل ایران نهراسد

خون تو رها در رگ ایران و فلسطین
تا در دل این دو گل ایمان نهراسد

انگشت عجب مانده به لب‌ها و دهان‌ها
حیرت زده از شور شمایند جهان‌ها

از خون جوانان وطن لاله دمیده
افتاده تب دلهره‌ای در ضربان‌ها

آلقدس لنا، آخر این راه به خیر است
در مسجد الاقصی به نمازند جوان‌ها

آنان که بزرگند و جهان بسته‌ی آن‌هاست
هستند فراتر ز مکان‌ها و زمان‌ها

دریازدگانی که دل از خویش بریدند
آنان که شهیدند، شهیدند، شهیدند

آرامش دریای پریشانی تاریخ
باید بنویسند به پیشانی تاریخ:

هر قطره‌ی این رود خودش وسعت دریاست
دزفول پر از قصه‌ی اثنی‌عشری‌هاست

آرامش دنیاست نهان در پس چشمت
مادر نگرانت شده، دلواپس چشمت

یک عمر تو را چشم به راه است، کجایی؟
یک عمر دعا کرده که از راه بیایی

حالا که خدا خواسته اینطور، قبول است
در‌ مدرسه‌ی عشق صبوری ز اصول است

ما مست شمائیم، شمایی که رهایید
ما زنده به عشقیم به عشقی که شمایید

ما جوهر خود را به رگ عشق سرشتیم
یکبار نوشتیم و دگر بار نوشتیم:

هر قطره‌ی این رود خودش وسعت دریاست
دزفول پر از قصه‌ی اثنی‌عشری‌هاست


حسین سنگری
https://instagram.com/hossein.sangari


   تاریخ ارسال  :   1401/2/11 در ساعت : 17:58:4   |  تعداد مشاهده این شعر :  92


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 18,932 | بازدید دیروز : 22,183 | بازدید کل : 142,532,750
logo-samandehi