ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قهرمانم
قهرمانم! 
تو همان سرو بلند آرایی
تو همان قله‌ی پامیر و همان ماوایی
تو شکوه غزلی، آیه عشقی
شرف نسل و تباری، 
تو همان رویایی،
صدفی در دل خاک،
رمقی در رگ تاک،
نفسی در دل چاک،
تو همان رستم و آرش،
تو همان شهنامه،
همه‌جا مردمک دیده مایی،
تو غروری،
تو عزیزی،
تو سپاهی،
تو تپشهای آمو،
تو غرور هندوکش،
تو عقابی، تو عقابی،
تو جهانی و جهان در قدمت،
تو اهورای زمانی و جهان شد وطنت،
تو امیدی تو صفایی،
تو غریوی به تپشهای خروشان،
تو سپیدی به شبستانِ شبستان،
تو تمنای وصالی، 
تو یکایک چه جمالی،
همه‌گان از تو بگویند،
همه‌جا از تو بجویند،
همه دلبسته‌ی موی اند،
همه ویرانه‌ی خوی اند،
کمکی پرده نمایی،
تو تجلی خدایی،
چه بگویم؟ چه بگویم؟
تو عزیزی 
به دل و دیده‌ی مایی
تو نجیبی تو حبیبی تو وفایی
اگر او طعنه نمود و
 اگر او کینه به دل داشت،
اگر او زخم زبان زد،
اگر او بغض عیان کرد،
تو همان بحر صفایی
تو همان ماه خدایی
چه بگویم که تو خور شیدی و
و خورشیدتر از هر خورشید؛
اگر اینها به سبک نام تو بردند،
و به هجوت بشمردند،
و اهانت به مقام تو نمودند،
تو بدانی که غلام اند و 
سگان را چو سگان اند
و به هرلقمه تکان اند
و شبیه‌اند و شبان اند؛
کسی نیست چو مقصود و 
سری نیست، چو مسعود و
تنی نیست، چو مشهود و
فری نیست، چو  محمود و
همو جام جهان است و
همو سر و عیانست و 
همو آب روان است و
همو چشم زمان است و
ز وصف تو چگویم که تویی شیر به پنجشیر؛
تویی قامت شبگیر و 
تویی حلقه‌ی زنجیر و 
تویی صاحب تدبیر؛
نه یاران وفادار و نه هم دشمن عیار؛
نه در قوم، خریدار و
نه کس ماه شب تار و
نه در قصه‌ی بیمار و
همه کُشته‌ی ابزار و 
از این جمع فراری و
 از این تیره‌ی کاری
و از این دسته‌ی زاری؛
کسی نیست به میدان
و کسی نیست، تو را نام
و کسی نیست، به فرمان و 
به جز نام و نشانت،
 به جز نبض زبانت،
به جز سرو خرامت،
همان ایده و نامت،
تجلی شده در قامت احمد
بدو نام تو بینیم و
از او خط تو چینیم،
همو وارث مردانگی و صاحب جاه است
همو صاحب آن خط و نشانی و کلاه است
 
محمدصالح مصلح
۱۶ثور/ اردی بهشت ۱۴۰۱
۶می۲۰۲۲

این شعر برای قهرمان ملی افغانستان، شهید احمدشاه مسعود سروده شده است، زمانی که طالبان در اردی بهشت ماه 1401 در محوطه قبر او اقدام به رقص و پایکوبی نمودند و به نوعی نشان دادند که رقیب کهنه خودرا به زمین زده اند و اکنون رجز پیروزی را می خوانند.

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1401/2/17 در ساعت : 22:42:3   |  تعداد مشاهده این شعر :  65


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 17,545 | بازدید دیروز : 22,183 | بازدید کل : 142,531,363
logo-samandehi