ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



آبادان

او تکیه داده بود به دیوار، می گریست
مردی کنار توده ی آوار، می گریست

یک بار جنگ و بار دگر سوگِ مِتروپل
بر این همه پیآمدِ بسیار، می گریست

آباد شهر او شده مدفون به زیر خاک
از رسمِ روزگار به ناچار، می گریست

در لابه لای آجر و آهن جنازه هاست
آن مادر از، تصاعدِ آمار، می گریست

آتش زده به جانِ همه، صحنه ای حزین
چون نو عروس، با دلِ غمبار می گریست

نخلی کُهن که شاهد ویرانه هاست، هم
بر هجمه های دائم آزار، می گریست

اینجا که بود گردش گرد و غبار، کاش
ابری در این کرانه به رگبار، می گریست

درگیر هضم فاجعه گردید شاعری
بر دردهای مردمِ بیمار می گریست

دیگر نشد ادامه دهد این چکامه را
وقتی که داشت جوهر خودکار، می گریست

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/3/15 در ساعت : 10:10:16   |  تعداد مشاهده این شعر :  104


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اکرم بهرامچی
1401/3/19 در ساعت : 19:8:51
سلام استادگرامی آقای حجت
احسنت بر مرثیه ی زیبایی که در غم و سوگ مردم سرودید قلمتان همیشه توانا باد در پناه خداوند
معین حجت
1401/3/19 در ساعت : 19:19:35
سلام و عرض ادب بانو بهرامچی بزرگوار ...
سپاسگزارم از لطف شما ...
بازدید امروز : 21,204 | بازدید دیروز : 22,291 | بازدید کل : 142,604,837
logo-samandehi