ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



گورجمعی

فکر می کردیم که اوضاع بهتر می شود
باز با باز و کبوتر با کبوتر می شود
خانه آباد و دل شاد و ٱمید افزون شده
چشمها ،کمتر برای غصه ها تر می شود
فکر می کردیم ،دزد از خانه بیرون میرود
و دل ملت کمی ، کمتر مکدر میشود
قصه ی نان بیات و خون و نفت و زندگی
راهی تاریخ، با دستک و دفتر میشود
حیف، اما باز هم سرها به سنگی تازه خورد
آنقدر سنگین، که گوش ملتی کر میشود
چشمهامان دید، اما باز هم باور نکرد
لحظه لحظه، جان شیرین از بدن در می شود
و امید ، این نوش داروی تمام دردها
پیش چشم ما ، دمادم کم و کمتر می شود
چاره ای دیگر نمانده ،غیر از اینکه خیره شد
بر مکافاتی که میگویند بهتر میشود
مرگ هم کوچیده از اینجا و جایش خالی است
و کلاغ قصه ها از نو کبوتر میشود
القرض ،ماحالمان خوب است وجایت خالی است
زندگی در گور جمعی شادمان سر می شود.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،


   تاریخ ارسال  :   1401/3/26 در ساعت : 1:38:11   |  تعداد مشاهده این شعر :  56


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 14,676 | بازدید دیروز : 26,703 | بازدید کل : 142,625,012
logo-samandehi