ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقای حاج محمدی شاعر گرامی - قافیه هایی که در غزل به زور به کار برده اید زیبا ننشسته اند: انگ    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
سلام آقا.... همین که متن نظرم را انعکاس دادید کافیست آنان که باید بخوانند و می خوانند و می فهمند م   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : رضا محمدصالحی
سلام - سروده با اشاره به/ این عید/ ( بدون قرینه - کدام عید؟) ضعیف شروع شده است و در مصرع بعد به ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : یوسف شیردژم «افق»
با عرض سلام مجدد - منظورم این دو بیت بود: - - اینجا اگر چه رو به فراوانی است شیخ - امّا چه    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



انطباق اجباری
باید از نو پُر شود پیمانه های اشتیاق
تا مگر دل برکنیم از کُنج تاریکِ اتاق

شاد و مستانه مسیر کوچه ها را طی کنیم
رنج های خورده مان را بر زمینی قی کنیم

می شود گاهی فلش بک زد به فصل بچگی
رفت دورانی که بود از ما گریزان خستگی

می شود همچون گذشته با پُفک خوشبخت بود
با کمی صرفِ قناعت، بی کلک خوشبخت بود

گاه باید روبرو گردیم با هم در مسیر
ارتباطاتِ مجازی نیست هرگز دلپذیر


می توان کامِ تمایل را تمامأ تیغه کرد
یا که جفتِ بی خیالی را زمانی صیغه کرد


گه گُداری هم فراموشی بگیریم و جنون
روح خود خالی کنیم از لرزه های واژگون

کاش پیش از اینکه درهم بشکند ما را غمی
ریشه هامان جان بگیرد در ضمیرِ محکمی

باید این دم بر هجومِ غصه ها لبخند زد
می توان با شربتِ تلخِ زمان هم قند زد

دست در دستِ هم از عرضِ مرارت رد شویم
سیل ویرانگر که آمد، منسجم چون سد شویم

می توان از نای جان آلودگی را دور کرد
این هوا بد بود اگر، یک جوّ دیگر جور کرد

بگذریم از هرچه بر ما رفته دورانی مدید
منطبق سازیم خود را با همین وضعِ جدید

ریش ریش است این زمان بی شک دلِ ما از جفا
چنگِ ابهام است گویا آخِر هر ماجرا

گرچه می دانم شُکوه آدمی آزادگی ست
آنچه در ما نیست اینک اندکی آمادگی ست

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/3/29 در ساعت : 10:34:24   |  تعداد مشاهده این شعر :  77


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

رضا محمدصالحی
1401/3/29 در ساعت : 13:59:22
باید این دم بر هجومِ غصه ها لبخند زد
می توان در شربتِ تلخِ زمان هم قند زد

درود بر شما
معین حجت
1401/3/29 در ساعت : 15:53:38
سپاسگزارم جناب صالحی بزرگوار
علی نظری سرمازه
1401/3/30 در ساعت : 10:32:40
درود فراوان
خیلی عالی...
با این حساب
من و تو به ارشاد راضی شویم
رفیق فضای مجازی شویم
برای رها گشتن از انطباق
همیشه دو خط موازی شویم
معین حجت
1401/3/30 در ساعت : 18:32:50
سلام و عرض ادب جناب نظری سرمازه گرامی ...
درود بر شما ...
بله دیگه چه کنیم ظاهرا چاره ای نمانده ، چراکه آمادگی لازم فعلا وجود ندارد، مجبوریم خودمان را با زمانه منطبق سازیم
بازدید امروز : 18,583 | بازدید دیروز : 22,183 | بازدید کل : 142,532,401
logo-samandehi