ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



شهدِ نغزِ حضور
با تأسّی به آینه در دل با طُمَأنینه نور می‌پَرْوَرْد
گُل به دامانِ اصطفا می‌کاشت گلشن‌آسا سُرُور می‌پَرْوَرْد
 
ماه و آغوشِ کهکشان‌ها را غبطه می‌داد با وقار آنگاه
لحظه لحظه ستاره در چشمش شهدِ بزمِ ظهور می‌پَرْوَرْد
 
هم از«إیّاکَ نَعْبُد»ش ایمان بال گسترده‌تر نمایان بود
هم به«إیّاکَ نَسْتَعِیٖن» در دل شهدِ نغزِ حضور می‌پَرْوَرْد
 
آسمان رشکِ چشمِ او می‌خورد بس که از آن امید می‌جوشید
عشق در قلب پاک او هر آن، شَرَر آسا تنور می‌پَرْوَرْد
 
در دل از فرطِ ابتهاج آری چشمه چشمه خروش می‌جوشاند
در سر از فرطِ شوقِ سرمستی جور وا جور شور می‌پَرْوَرْد
 
عشق ورزیدنی تماشایی، شد مرامش به کیشِ «پیغمبر»
«مُصْطَفیٰ» بی ملالِ خاطر چون در «حرا» رشکِ «طُور» می‌پَرْوَرْد
 
مریم آیین‌تر از خودش او بود او که با دلربایی از «احمد»
شورمستانه در دلش هر دم رشحه رشحه زبور می‌پَرْوَرْد
 
کینه در قلبِ «بُولَهَبْ» جا خوش کرده بود آنچنان که پی‌در‌پی
دوزخی‌تر برای خود با آن  شعله در قعر ِگُور می‌پَرْوَرْد
 
از فروغِ «خدیجه» مهتابی «مکّه» بود آنچنان که در آن عشق
دست در دست «عقلِ کُل» انگار با دل و جان شعور می‌پَرْوَرْد
 
نشئه بود از شراب «جامِ ألَسْتْ»آری آری ولی خُماری دید
چون که در اهل این جهان، یکسر می به «جام ِطَهُور» می‌پَرْوَرْد

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/4/19 در ساعت : 0:30:40   |  تعداد مشاهده این شعر :  75


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 10,674 | بازدید دیروز : 19,873 | بازدید کل : 143,789,776
logo-samandehi