ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



رویای نیمه شب

رویای نیمه شب

 

در چشمهای خسته من رقص خواب بود

اندیشه های رهگذرم در شتاب بود

 

دل از ترانه های زمینی خبر نداشت

در شعر آسمانی من عشق ناب بود

 

آن شب کنار برکه عرفان قرار داشت

آنجا که روشن از اثر ماهتاب بود

 

خورشید از سیاهی شب پرده برنداشت

در انتظار گسترش آفتاب بود

 

تا او بیاید این دل عاشق غریب وار

آتش گرفته در تب و در التهاب بود

 

آمد سر قرار ولیکن چه بیقرار

رخساره اش زهر طرفی در حجاب بود

 

گر یار می گذاشت سرِ کار عشق را

وجدان عشق و یار مگر در عذاب بود

 

آمد چه پرده ها که زِ اسرار برگرفت

نازکبری که از همه سو در نقاب بود

 

بشکافتم سکوت و دریدم حجاب را

آن را که حایل من و آن درِّ ناب بود

 

در چشم یار خیره نمی شد شدن مگر

پنهان میان پرده دو صد آفتاب بود

 

آغوش تا گشود دلم ، با شتاب رفت

گویی سوار توسنی از جنس آب بود

 

آنگاه دل به سوی یقین پرگشود و باز

دیدم دلم پرنده بر اوج سحاب بود

 

افسوس می خورم که ز ِ دریای رحمتش

یک قطره سهم دل شد و آنهم حباب بود

 

آن برکه های جاری در زیر نور ماه

بر پهندشت فاصله ها چون سراب بود

 

آسوده از لطافت رویای نیمه شب

آن چشمهای خسته من غرق خواب بود

 

مریم محبوب

کلمات کلیدی این مطلب :  عرفان ، ماهتاب ، محبوب ، رحمت ، دریا ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1401/5/3 در ساعت : 10:30:34   |  تعداد مشاهده این شعر :  64


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 8,446 | بازدید دیروز : 18,224 | بازدید کل : 143,767,675
logo-samandehi