ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : طارق خراسانی
سلام و درود - در پاسخ به عزیزانی که به این اثر با شکوه ایراد می گیرند باید گفت اولا حضرت استاد ابر   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود و سپاس - اولا برای کسی که در سرودن حتی یک مصرع در این وزن درمانده و ناتوان است چنین احساسی د   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



قصیده واره ی خورشیدِ در سایه

برای سربازان گمنام امام عصر (عج)

این آب های روشن از کوه جاری
از قلّه می گویند و حُسن هم جواری

آیینه ی یک جلوه از این جلوه زارند
هستند اما منصه ی "کامل عیاری"

از صبح صادق سیرتان با ما بگویند
با صورت لبریز از شب زنده داری

بار امانت را به روی شانه دارند
باری که مجنون را کشاند در صحاری

یاد سپاه مخفی آنان می افتم
رد می شود از شهر تا باد بهاری

گمنامی پیداترین ها را ببینید
خورشیدِ در سایه همین هایند، آری

تنها صدف های سکوت اینگونه دارند
در عمق اقیانوس مرواریدکاری

تا هست باقی، نیست ردی از زمستان
باری نبیند باغ ما بی برگ و باری

ای شب چه می پویی که خواهانی ندارد
در سرزمین چشمه های نور، تاری

دست خدا باز است، دست عبد او نیز
از پشت و روی پرده می آید به یاری

آن دست هایی که چنان باران بپاشند
بر خاک میهن دانه ی امّیدواری

این رودهای شیعه، این دلواپسانند
از چشمه ی "الجار ثم الدار" جاری

از پرده تا بیرون نیفتد راز، کردند
واژه به واژه جمله ها را کُد گذاری

بر صخره ی صعب العبور راه دریا
مثل زلال چشمه سارانند ساری

بر شیهه ی ناگاه سفّاکان لگامند
بر گُرده های مردم آزاران، عماری

وارسته اند از خود که فارغ بال دارند
در هر نفس اوجی به سوی رستگاری

شکرانه ی امنیت این خاک کردند
خود را چنان پروانه وقف جانثاری

شاعر! به یُمن دیده ی بی خواب آنهاست
سر را اگر راحت به بالش می گذاری
#مهرداد_مهرابی
فروردین۱۴۰۰



   تاریخ ارسال  :   1401/5/6 در ساعت : 1:33:14   |  تعداد مشاهده این شعر :  57


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 9,935 | بازدید دیروز : 19,873 | بازدید کل : 143,789,037
logo-samandehi