ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



عطرِ عطش

                         عطرِ عطش   

بر سرِ نیزه بلند است ندای تو هنوز
گرم و گیراست دَمِ نی به نوای تو هنوز

در هیاهوی زمان‌­ها چه صداها کز یاد
-همه رفتند و، فقط مانده صدای تو هنوز

از گلوی تو، نه خون، در فَوَران فریاد است
می­‌خورد ناوکِ بیداد به نای تو هنوز

می­‌زند نَقْبْ به عمقِ شبِ سنگین‌­خوابان
می‌­رسد تا به کجا بانگِ رسای تو هنوز

ما که دیوانه‌ی آن بند و کمندیم، از بس
-دلکش است از سر نی، زلفِ رهای تو هنوز


خرده گیرد به دل ما خِرَد و، حق دارد
به سرِ عقل نخورده است هوای تو هنوز!

دستِ او را تو گرفتیّ و بلندش کردی
بوسه باید بزند عشق به پای تو هنوز



خانه‌­ای ساخته‌­ای در دلِ جان‌­سوختگان­
ای‌بنازم! چه سرِ پاست بنای تو هنوز

پلک بی اشک روی هم نگذارم؛ همه‌شب
می­‌رسد روزی‌­ام از کرب‌­وبلای تو هنوز
 
نه فقط ما فقرا ریزه­‌خورِ خوانِ توییم
که سلاطین همه هستند گدای تو هنوز

به گِلِ عالم فانی دمد از خون تو گُل
رنگ و رو می‌دهدش 
آبِ بقای تو هنوز

سردی و گرمی دنیا نکند رخنه به دین
سرپناهی است بر این باغ عبای تو هنوز


بارک الله!؛ چه کردی؟، چه‌­قَدَر می‌­بالد­
-به خود، از خَلقِ وجودِ تو، خدای تو هنوز

جوشِ بازارِ جنون است؛ زیان خواهد دید
آن گران­‌جان که نگشته است فدای تو هنوز

بارِ عام است ولای تو، بلی، باز، ولی
-‌خاص را باده دهد جامِ بلای تو هنوز

دل ما می‌­رود از هوش؛ می‌­آید به مشام
-بس که عطرِ عطش از صحن و سرای تو هنوز


اشک در ماتم تو آبروی ماست، حسین!
عزّت ماست، عزیزا، به عزای تو هنوز 


آفتابی­‌تر از او کیست؟؛ تویی، پس خورشید
-می­‌دمد صبحدمان ازچه به جای تو هنوز؟!

 
 
 
 
 
 
 
 
 
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  آیینی و مذهبی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/5/18 در ساعت : 14:49:10   |  تعداد مشاهده این شعر :  114


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اله یار خادمیان
1401/5/19 در ساعت : 6:7:3
با سلام و قبولی طاعات و عبادات
جناب ذکاوت عزیز بسیار عالی بود سر ذوق امدم
سر بلند باشی مورد قبول در گاهش باشد
علی نظری سرمازه
1401/5/19 در ساعت : 12:19:39
درود بر استاد ذکاوت گرامی و با ذکاوت
خییییییییلی عالی...
فقط
پلک بی اشک...
بازدید امروز : 1,573 | بازدید دیروز : 40,073 | بازدید کل : 144,816,304
logo-samandehi