ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



کودکی در غمزهْ معروفِ غم


 


از دلِ دَم کرده در بُهتِ سکوت

شعرِ آیینی نمی‌خواهد قلم

طفلِ نوپایِ عروسک‌بازِ من

می‌زند با مغزِ خودکارم قدم



□□□


بر سرِ دیوارِ خانه پرچمی

با حیاط و حوض و ماهی آشنا

پُر شده از مَشکِ اشکِ خواهرم

جایِ چایی استکانِ چشمِ ما


□□□



بویِ هیزم می‌چکد در گوشِ شعر
زیرِ دیگِ قیمتِ قیمه شدن

کودکِ معصومِ لبخندم ولی_

می‌کند بازی میانِ روح و تن


□□□



عینک از طرحِ نبوغِ شیونِ

چشمِ مادر بی خبر برداشتم

از تهِ دیگِ قضا اندازه‌ٔ

لقمهٔ بغضِ پدر برداشتم


□□□


می‌پرد رنگِ گُلِ اندیشه‌ام

زیرِ دست و پایِ نقّاشِ خزان

  خشمِ قیچی پشتِ دیوارِ قفس

خواند دستِ فهمِ فنجم را عیان


□□□


می‌دود در کوچهٔ ذهنم چرا

رفت و آمدهایِ سرسنگینِ غم

سنج و زنجیر و جنونِ منطقی

باز هم ترکیب‌بندِ محتشم



□□□


رفته رفته کنجِ خانه خستگی

رنگ و رو از صورتِ صبرم رُبود

غرقِ فریادِ نمی‌دانم چه کس...

غرقِ اسپند و گلاب و بویِ عود 



□□□


خواب دیدم یک فرشته با وضو

گِردِ هر پروانه شمعی می‌کشید

از درختانِ انار و سدر و سرو

روضه با لحنِ بهشتی می‌شنید



□□□


ناامید از پاسخِ بی پرده‌ای

خواندمش با طبلِ توخالیِّ لب

گفت: از رنگِ سیاهِ شالِ من

پی نبردی بر دل و حالم، عجب!



□□□


گفت: اکبر، گفت: قاسم، ماهِ خون

گفت: اصغر، پر زدن، پروازِ خون

از رقیّه، گوشواره، تشتِ خون

گفت: رمزِ بزمِ عشق و رازِ خون



□□□


ناگهان از خوابِ لاغر پا شدم

جان مُقعَّر، دل مُحدَّب تر شدم

در بساطِ غمزهٔ معروفِ غم

داغدارِ سوگِ نیلوفر شدم



 

ـــــــــــــــــــــــــ
سیدمحمدرضالاهیجی
ـــــــــــــــــــــــــ



   تاریخ ارسال  :   1401/5/19 در ساعت : 7:5:30   |  تعداد مشاهده این شعر :  72


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 539 | بازدید دیروز : 40,073 | بازدید کل : 144,815,270
logo-samandehi