ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نشئه‌گی‌های مُمتَد
می‌توانم که آئینه باشم، از لبانَت تبسُّم بچینم
دامَنی نشئه‌گی‌هایِ ممتَدْ، شورمستانه از خُم بچینم
 
باید آری شعف از نگاهت جرعه‌ای با طُمَأنینه، راحت
بی‌مَحاباتر از بی‌مَحابا پیشِ چشمانِ مردُم بچینیم
 
می‌زنم هی از این در به آن در، تا از آن چشمِ آئینه‌پروَر
در خودم از شرر شعله‌وَرتر، با خیالت تَجسُّم بچینم
 
گر چه دیدی که شوریده حالم، برخود آیا نباید ببالم
 می توانم اگر از وِبالم، موج باشم تلاطُم بچینیم
 
چون مَزامیرِ پیوسته آید، حظ بّرَم تا که پیوسته باید 
تا خُماری پَرَد از دو گوشم، از دَهانَت تَرنُّم بچینم
 
هم خراباتی‌ام کن دمادَم، هم خیالاتی‌ام کن دمادَم
تا از این لحظه تا بی‌نهایت، بی‌أمان‌تر تَوهُّم بچینم
 
این نباشد نخستین دو صد بار، دیده‌ای چیدم از پایت آزار 
با دوچشمم بفرما به تکرار، تا که صد بارِ چندُم بچینم؟
 
سُوسَن از بس که از باغِ عشقت، چیده این خیره مُشتاقِ عشقت
پیش از این چیده‌ام پُر تَداوُم، بعد از این پُر تَداوُم بچینم
کلمات کلیدی این مطلب :  نشئه‌گی ، شورمستانه ، خم ، تبسُّم ، تجسّم ، تلاطم ، ترنّم ، ،

موضوعات :  عاشقانه و عارفانه ،

   تاریخ ارسال  :   1401/5/20 در ساعت : 0:6:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  58


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

اله یار خادمیان
1401/5/20 در ساعت : 5:34:5
با سلام و عرض ارادت بسیار عالی و اثر بخش طیب الله
بازدید امروز : 1,553 | بازدید دیروز : 40,073 | بازدید کل : 144,816,284
logo-samandehi