ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
حالا چرا اساتید بزرگوار سایت شاعران پارسی زبان به این مورد اشاره نکردند الله اعلم .. ایضا در عجبم چ   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهران ساغری
درود بر شما . همه ما ایرانی هستیم ... - و اما بعد ... - بسیاری از قوافی انتخابی تان در شعر فوق   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



از باغ، غیرِ خار و خسی جا نمانده است
ابلیس را ردای خلافت به تن کنید!-
با نام دین تمام وطن را کَفَن کنید
هر جا که رهنمای بهشت کسان، خر است
در هر قبیله ای که خری جای رهبر است
آنجا که گاوها همه سرگرم آخورند
تا گرگها به گرمی هر گاو دمخورند
هرجا که مرغِ حق، پی ناحق روان شود
هر جا سکوت،قاتل آرام جان شود
هرجا عبا و مسند دین، از خدا سر است
هرجا که راه و عزت حق، کفر اکبر است
آنجا که رقص موی زنان،مرگ هستی است
آنجا که جلوه رخ گل، اوج پستی است
آنجا نشان زندگی از زندگان مجو
از هر خری نشان بهشتِ کسان مجو
عمریست که به وعده ی پوچ سگان خوشیم
با عوعو سگانه ی این روبهان خوشیم
تنها نه نوری از خورِ ایمان ندیده ایم
در سایه سار حضرت شیطان خزیده ایم
اینجا تمام شاخه گُلان را تکانده اند
گلبرگ را ز شاخه گلان، پَرپَرانده اند
از باغ، غیرِ خار و خَسی جا نمانده است
جز زاغ و جغد و کرکسی اینجا نمانده است
تا کی جوانه های وطن را درو کنید
آلاله های دیگری از ما درو کنید
اینجا نشان مردی و آزادگی کجاست؟
اوج و شکوه و عزت و مردانگی کجاست؟
ای بس درفش کاوه چو قد برکشیده اند
مردی میان جمع شمایان ندیده اند
این ساربان،تمام بهشتش،جهنم است
در این بهشت،عزت و آزادگی کم است
با کاروان قصه اگر همقدم شوید
زیباترین حماسه ی فریادِ هم شوید
ابلیس را ردای خلافت به تن کنید...
با نام دین ،تمام وطن را کفَن کنید

                    
کلمات کلیدی این مطلب :  زاغ ، جوانه های وطن ، درفش کاوه ، آزادگی ، ابلیس ، خلافن ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/6/29 در ساعت : 0:29:23   |  تعداد مشاهده این شعر :  129


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 1,076 | بازدید دیروز : 40,073 | بازدید کل : 144,815,807
logo-samandehi