ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ولایِ آلِ طٰهٰ«علیهم السّلام»:{ مخمّس غزلی از حضرت دوست استاد خوش‌عمل کاشانی}

دل به یغما عشوه‌اش از پیر و برنا می‌برد

بی‌محابا اختیار از دستِ دانا می‌برد

چون نسیم از زلفِ او بویی به صحرا می‌برد

طاقت ازدل ، راحت ازجان ، قوّت از پا می‌برد

آن که ما را تا نظرگاهِ تماشا می‌برد

 

وهمِ هستی در دلم افتاده است از سادگی

حاجتی مُبرَم‌ترم نبود چو از افتادگی

بی‌خیال از این توهّم‌ها و با آمادگی

عشق را نازم که تا سرمنزلِ دلدادگی

ذوق را همراه با شوق تمنّا می‌برد

 

ساقیا محضِ خدا پُرتر بده پیمانه را

با دلم گفتم بیا کوتاه کن افسانه را

ترک کن از جان و از دل سینه این کاشانه را

جامه‌یِ احرام باشد از شرر پروانه را

در طوافِ شمع زان رو حظّ‌ِ معنا می‌برد

 

گُل به رشک افتاده‌ است از عِطرِ جان افزایِ یار

آینه حَظ می‌بَرَد از قامتِ زیبایِ یار

جستجو کردم نشد پیدا کسی همتایِ یار

زندگی با جلوه‌یِ حُسنِ جهان آرایِ یار

عشقبازان را به استقبالِ دلها می‌برد

 

سالکان را عشق و تنها عشق شد ذاتُ البُرُوج

عافیت را دادم از اقلیمِ دل اذنِ خروج

از تعالِی باز می‌دارد مرا عقلِ لَجُوج

یک سرِ سوزن تعلّق هست مانع از عروج

التذاذ از درک این معنا مسیحا می‌برد

 

حیف اگر در زندگانی روح‌فرسایی کنیم

رنجه جان را بی‌سبب با ناشکیبایی کنیم

بلکه باید صبح و شب تمرینِ شیدایی کنیم

تا مگر بر خاکِ مجنون مشقِ رسوایی کنیم

دل تپیدن‌هایِمان صحرا به صحرا می‌برد

 

عِطرِ جان‌افزایِ گُل‌ها اشتهایِ بلبل است

گُل خودش محوِ تماشای وفایِ بلبل است

این جهان بی‌گُل فقط ماتم‌سرایِ بلبل است

رونق افزایِ بساطِ گل نوایِ بلبل است

حُسنِ یوسف شهرت ازعشقِ زلیخا می‌برد

 

سینه‌یِ ما تا نشد سینایِ کِشتِ آرزو

می‌خورَد آیا رقم خوش سرنوشتِ ‌آرزو؟

قلبِ ما در سینه می‌گردد کنشتِ آرزو؟

از حضیضِ ویل تا اوجِ بهشتِ آرزو

روز و شب ما را ولایِ آلِ طاها می‌برد

کلمات کلیدی این مطلب :  آل طه ، یغما ، پیر ، برنا ، نظرگاهِ تماشا ، پیمانه ، افسانه ، دلدادگی ، حظٓ معنیٰ ،


   تاریخ ارسال  :   1401/7/15 در ساعت : 2:41:58   |  تعداد مشاهده این شعر :  92


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

عباس خوش عمل کاشانی
1401/7/15 در ساعت : 10:24:39
شاعر و ادیب ذواللسانین حضرت استاد سخن جناب حاج محمدی عزیز.
سلام و عرض ارادت.....درود و عرض ادب.
مایه ی سربلندی بنده ست که غزل ناقابلم را تضمین و کوچک نوازی فرموده اید.دستمریزاد و مرحبابکم.
مجتبی اصغری فرزقی
1401/7/17 در ساعت : 18:15:40
سلام استاد حاج محمدی عزیر
در مصرع اول کلمه آخر د افتاد ه است


موفق و منصور باشید

کیان
بازدید امروز : 4,224 | بازدید دیروز : 29,946 | بازدید کل : 146,590,370
logo-samandehi