ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



در امد

کندم زمین را گنجها گم شد . از عمق آن دیوار در آمد
پیدا نشد چیزی اگر، اما، جان از تنم صد بار در آمد
لکنت به جان گفتگو افتاد . آب سیاه چشمها کال است
دنیا برایم مات و مبهم شد ،و از نگاهم خار در آمد
می خواستم در بند خود باشم ،در جاده های فرعی و خاکی
یک آن به حال خویشتن بودم، از آستینم مار در آمد
در استخوانهایم گلویی هست که بغضهایش را نمی فهمند
می خواست مکتوبش کند اما از دفترش اخطار در آمد
در کوپه های خسته از تردید ،یک عمر با رویای بارانی
می رفتم ومی دیدم از هر سو . پشت غبار آوار در آمد
مثل سگ پا سوخته یک عمر .کارتن به کارتن خواب را گم کرد
تا آخر بهمن شبی برفی، راحت شد ، از اخبار در آمد
مریم، یهودا، خیر و شر هرجا،هربنده ای اینجا خدا دارد
نان شبی با قلب و با زنجیر ،از گردن دلدار در آمد
واحد به واحد رنج میشد پاس،و علم از ذهنش فراری بود
مدرک نه نانی داشت نه آبی، عکس مزارش تار در آمد
یک عمر صرف هر و بر کردیم ،شادابی و امید را کشتند
آن نوجوان خوش قد و قامت ،از محضرش بیمار در آمد
یک ریز گرد خسته در ناها، قلماجه شد کم کم ورم می کرد
دنبال راه چاره می گشتیم، در قرعه ی ما دار در آمد
فصل تپق سرآمد وطی شد، صندوقهای رای هم خفتند
آن راه حلهای طلایی هم ،از قوطی عطار در آمد
داروغه های دزد خوش هیکل ،و دزدهای قاضی و راضی
یعنی محلق بازی و شلاق ،زیر سبیل انکار در آ مد
اهل مدینه فاضله هستیم . صد دوز واکسن وقف ما کردند
وقتی نمردیم و به جا ماندیم ، فریاد از آمار در آمد.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1401/8/8 در ساعت : 1:7:48   |  تعداد مشاهده این شعر :  71


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 13,117 | بازدید دیروز : 28,377 | بازدید کل : 146,627,640
logo-samandehi