ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : معین حجت
سلام و عرض ادب خدمت استادم بزرگوارم جناب حاج محمدی ... - مثل همیشه عالی ...درود بر شما ... - این   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : ابراهیم حاج محمدی
درود حضرت دوست - مصرع هفتم {{در حیرتم که دل غرق خون ما}} لغزش وزنی دارد عزیز . - این تقطیعِ این    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : مهدی صدری دولق
سلام استاد گرامی.بسیار عالی شد.ممنونم از لطف شما - با اجازتون طبق ویرایش شما این شعر را منتشر کنم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : عباس خوش عمل کاشانی
بهترین خصلت انسان ادب است - هدیه از حضرت لقمان ادب است - بی ادب را به خدا کاری نیست - جز ادب    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
درود. - بعنوان مثال عرض کردم بانوجان. - قطعا ذوق سرشار و قریحهء شما راه بهتری برای حذف آن ضم   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : سیدرضاموسوی راضی
💖💖💖👏👏👏 - با درود خدمت شما بانوی فرهیخته و تبریک بابت سرودن این غزل شیوا بنظرم مصرع اول بیت ش   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما وقت بخیر - در مصرع - در کوچه باغ زندگی ماندم به انتظار - وزن شکسته - و باز هم د   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اکرم بهرامچی
در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع - شب نشین کوی سربازان و رندانم چو شمع - (حافظ شيرازى) -    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



پریشان

https://media.farsnews.ir/Uploaded/Files/Images/1401/08/06/14010806000118_Test_PhotoN.jpg

پاره هایِ جگرم را چه کسی دیده در این آبادی !
او که زیبنده ی هر محفل و هر طایفه بود
او که با عاطفه بود
و شفق را چو نگاهِ باران
همچنان می فهمید
و چو آوازِ قناری ، هیجانی شده بود ؟
***
روزی از فصلِ درو
پیری آهسته کنارم به طراوت می گفت :
این زمین دامِ فراوان دارد
این زمین حالِ پریشان دارد
و زمستان سرد است
و بهاران گلِ بابونه ندارند امسال
و چکاوک رفته ست
و دو تا نغمه برایِ همه یِ ایل بس است !
 
باز هم او می گفت :
زنده دل ها به سُراغِ دلِ هر انجمن اند
آدمیّت مُرده ست
غیرت از طایفه رفته ست چو آهی که ندارد طوفان
چون همه بیدادیم
و در این ورطه پشیمان شده ایم !
آری !
باز هم او می گفت
عمقِ هر فاجعه خاموشیِ ماست !



م جعفری

 


موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/8/8 در ساعت : 13:20:38   |  تعداد مشاهده این شعر :  75


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 4,267 | بازدید دیروز : 29,946 | بازدید کل : 146,590,413
logo-samandehi