ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی قربانی
۱۶:۳۶ - کیفیت بی‌نام حالتی است غیرقابل توضیح. - سال‌ها قبل از این که نویسندۀ کتاب معماری و راز ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام استاد معصومی عزیز - مصرع پایانی را دریاب - چرا که پیام گویا و رسا نیست - چه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
رسالت شعر بیان حق هست و اغراق هم جزو صنایع ادبی است اما وقتی از محدوده انصاف در حد سال نوری خارج می   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
با سلام - من این شعر را در تاریخ 9/8/1402 ارسال کردم اما تاریخ ارسال آن را 24/4/1402 زده‌اند چطو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



غلط انداز
سر دسته ی صد قافله ی نازهمین است
ای همسفران خانه برانداز همین است

بس حسرت واخورده  آغوش هوس را
سرداده به آتشکده ی ناز همین است

گه مدح کند عاشق و گه هجو کند عشق
خود معرکه آرای دغلباز همین است

گفتند که احساس بدین ملک نداریم
انجام چه افتد ؟ اگر آغاز همین است

کولاک کند با کمر نازک و فتان
خوش دست و میان بسته و طناز همین است

انداخته بر گردن غیری گنه خویش
یک نکته بگویم ؟ غلط انداز همین است

نزد ظرفا قصه ی بنهفته گذارد
پیش عرفا پاکت سرباز همین است

با هیچکسش نیست سر شفقت و رافت
بیرحم و ز خود راضی و لجباز همین است

ازیار کشد دامن و با خصم ولیکن ...
همصحبت وهمکاسه وهمراز همین است

آهسته به دستور پس پرده نهد راه
تردید مکن صاحب آواز همین است

رفتند ز ویرانکده مرغان مهاجر
باور نکنی ؟ باعث پرواز همین است

چل سال گذشت ست و به جایی نرسیدیم
صد سال دگر هم گذرد باز همین است

رحمت چه کنی ؟ در سر پیری و دلیری ؟
خاموش گر آن دلبر ناساز همین است


استاد رحمت موسوی

* لازم به ذکر است سرایش این شعرمربوط به دستگیری مرحوم ناصر الدین موسوی (عموی بزرگوار جناب رحمت موسوی) از بزرگان جبهه ملی گیلان و از یاران مرحوم مصدق توسط رژیم شاهنشایی می باشد ، شعر فوق در اولین سالهای حکومت پهلوی دوم توسط استاد درمسجد مجد تهران سروده شده است .

گردآوری شده توسط مهران ساغری (با هماهنگی استاد رحمت موسوی )


کلمات کلیدی این مطلب :  رحمت موسوی ، لجباز ، دغلباز ، طناز ، حسرت ، ،

موضوعات :  اجتماعی ،

   تاریخ ارسال  :   1401/12/25 در ساعت : 10:51:49   |  تعداد مشاهده این شعر :  241


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 2,775 | بازدید دیروز : 25,353 | بازدید کل : 158,735,590
logo-samandehi