ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



بمان عزیزِ دلم
بمان عزیزِ دلم
25/7/1402
درباره واقعه حملۀ اسرائیل به بیمارستان المعمدانی فلسطین
 دل هایِ خلق، خانه یِ درد است، عزیز دلم
هوایِ واقعه سرد است، عزیز دلم
زِ بغض و کینه پُرَم، گریه می رسد فریاد
هر آنچه می شِنوم، سوزِ ناله است، ای داد
چقدر ظلمِ فراوان، چقدر آتشِ جنگ
چقدر آتشِ کینه، چقدر موشک و سنگ
نمی توانم از این غصه بگذرم لختی
چه لحظه هایِ نفس گیر و موقعِ سختی
به زخمِ دل نمک از، هر کنار می ریزند
وَ ابرهایِ دُژَم، اشکبار می ریزند
چه صبر داده خدا ، بر دلِ غریبِ شما
چه غربتی است در این، خطّه یِ عجیبِ شما
جهان نشسته کنار و، نمی کند کاری
درنده گشته سگِ، هارِ پاره افساری
دو چشمِ طاقتِ خود بسته ام ، ز بی خوابی
نبیند این همه تصویرِ، تابِ بی تابی
چقدر سخت بُوَد، طفلِ سالمت بکشند
چقدر سخت بُوَد ، بدر و قاسمت بکشند
چقدر سخت بُوَد، یک شبه تمام شوی
چقدر سخت بُوَد، همرهِ قیام شوی
تمامِ طایفه ات، زیرِ خاک خوابیده
تمامِ شب دلِ تو، بی حساب باریده
نه هفته ،که هشتاد سالِ ناقابل
هنوز طفلِ قیامت، نگشته است کامل
به صبر و طاقتِ تو، غبطه می خورم جانم
زِ یک تلنگرِ این حادثه، گریزانم
هنوز در تپش است، قلبِ تو به ناچاری
هنوز خونِ تو، در کلِّ این فضا جاری
هر آنچه دشمنِ تو، داشته رو کرده
برای کشتنِ تو ،هر چه بوده آورده
بمان عزیزِ دلم، ماندنی تویی به جهان
بمیرد او که تقلّا کند، به فصلِ خزان
اگر چه برگ و بَرَت را، کلاغ ها بُردند
اگر چه جان و تنت را، به غصه آزردند
اگر چه قدسِ شریفت، به غصه خو کرده
اگر چه جانِ تو دژخیم، در گلو کرده
اگر چه رحم نکرده به طفل بیمارت
اگر چه بمب فرستد، به جسم تبدارت
اگر چه جسم تو را ،در عذاب می خواهد
اگر زوال تو را، بی حساب می خواهد
اگر که تشنه و گشنه، اگر به تاریکی
برای یاری تو،نیست راهِ باریکی
دلم کبابِ تو و گریه می کنم هر شب
ز اوجِ این همه غم، جان من رسیده به لب
خدا داند و دانی، که صبح نزدیک است
غروب کرده ستم، تارِ مویِ باریک است
به نصر و فتح بخوانم که، فجر می تابد
وَ دیوِ خوف و ستم، زیرِ خاک می خوابد
رسیده مژده که آید، زوالِ اسرائیل
نه سِحر و وِرد رسد، بر نجاتِ اسقاطیل
فرو شود به سَرَش، دانه دانۀ سجّیل
 به فوج فوجِ  ابابیل، کُلِّ لشکر فیل
بتاب شمسِ الهی، امید را برسان
ز بعدِ شامِ ستم، صبحِ عید را برسان
کلمات کلیدی این مطلب :  فلسطین ، المعمدانی ، اسرائیل ،

موضوعات :  ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1402/7/9 در ساعت : 15:15:22   |  تعداد مشاهده این شعر :  133


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 4,544 | بازدید دیروز : 6,496 | بازدید کل : 157,686,746
logo-samandehi