ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : هادی قربانی
۱۶:۳۶ - کیفیت بی‌نام حالتی است غیرقابل توضیح. - سال‌ها قبل از این که نویسندۀ کتاب معماری و راز ج   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : اله یار خادمیان
با سلام استاد معصومی عزیز - مصرع پایانی را دریاب - چرا که پیام گویا و رسا نیست - چه   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
رسالت شعر بیان حق هست و اغراق هم جزو صنایع ادبی است اما وقتی از محدوده انصاف در حد سال نوری خارج می   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
با سلام - من این شعر را در تاریخ 9/8/1402 ارسال کردم اما تاریخ ارسال آن را 24/4/1402 زده‌اند چطو   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



هذیان
سایه ای گرچه در دل و جانی  
دیدنت هم ندارد امکانی
من ندانسته بودم آنجایی
وازچه رو بی سبب هراسانی
می دوم می دوم به دنبالت
می روی می روی شتابانی
آرزو می کنم که برگردی
تومرا ارجمند جانانی
درگلستان خاطرم انگار
غنچه های شکفته را مانی
من کویرم که تشنه ی آبم
توهمان قطره های بارانی
روزگار خزانی ام حتی
مژده ی شوکت بهارانی
من اگر با تو مهربان هستم
مهر ورزی به من دوچندانی
دروجودم تو قوت قلبی
درنهادم همیشه تابانی
همتت بخردی ودانایی
فرصتت صرف رفع حیرانی
دامنت محفل بهار است و
شورو اندیشه ی شکوفانی
می نهد پا نسیم در آنجا
باپیام از گلی و ریحانی
این تو  هستی که در غم غیری
تودل دردمند ایرانی
می تکانی غبار قلبم را
در سکوت زمان به آسانی
گوهرخالصی هنرباری
مثل آن ابرهای نیسانی
سرزمین دلم تورا جوید
  این توهستی که  حکم میرانی
باز می گردی و همان لحظه
پاسخم می دهی که می دانی
ازنوای دلم خبر داری
نکته های نگفته می خوانی
گرچه از آرزوی من اکنون
نه بنا مانده و نه بنیانی
دور از دوستانت که باشی
پرت از مهر روزگارانی....
صفحه ی خاطره ورق می خورد
توی ذهنم تو صحنه گردانی...
صبح پستوی خاطراتم را
روشنای  شکوفه  زارانی
راه می افتی از ته دیدار
لابه لای هواس پنهانی
آسمان صاف شد هوا خندان
بعد  می بینمت  درخشانی
بوی عطر بهار نارنج است
طعم دیدار تو ، نمی دانی
بی تو بودن چقدر دشوار است
باشکوهی به کوه می  مانی
دست من را گرفتی ورفتیم
مثل یک کودک دبستانی
بادبوی گلاب می پاشد
برسروروی بی گلابدانی
در فراز هوا همان لحظه
می کند مرغکی غزلخوانی
کم کمک از هوا فرود آمد
برسرتکدرخت عریانی
گفته بودم بمان که بی وقفه
باز می گردی و گریزانی...
دردمندند لحظه هایی که
دورازسمت دوستدارانی
حال آدم گرقته است  انگار
طاقتت طاق می شود آنی
پشت البرز می لمد خورشید
من فقط هستم و بیابانی
بر لب  آهنگ حسرتم مانده
می خورم غصه از پریشانی
نیستی در کنارم ولیکن
درمیان دلم گروگانی
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات : 

   تاریخ ارسال  :   1402/7/15 در ساعت : 3:28:27   |  تعداد مشاهده این شعر :  157


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 3,308 | بازدید دیروز : 25,353 | بازدید کل : 158,736,123
logo-samandehi