ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



«آدمیت خوار شد...»
«آدمیت خوار شد...»
 
آسمان، روی سرِ آیینه ها آوار شد
سینه ها از درد، در این روزها، غمبار شد
 
آفتاب از خانه اش، افسرده، بیرون می زند
آسمان، در زیر پایش، سخت ناهموار شد!
 
آتشی، در شاخه های سبز زیتون، گُر گرفت 
در چنین فصلی، تنفس باغ را دشوار شد!
 
دشت، خالی مانده است از جَست و خیز آهوان
فوج فوج، از برّه هاشان، طُعمه ی کَفتار شد
 
بال پروازی نمانده، روی خاک افتاده اند
روز، در چشم پرستوهای عاشق، تار شد
 
دخترانی، زیر خاک و سنگ و آتش مانده اند
مرگِ فوجی از کبوتر، سخت دل آزار شد!
 
از هیولایی که افتاده به جان کودکان
داغ هایِ سینه سوزِ مادران، بسیار شد
 
 ماردوشِ رَسته از زنجیر، با اهریمنی  
در غیاب کاوه، در این شهر، میدان دار شد
 
اینک اهریمن گرفته، خود، گلوی خلق را
در دلِ خاورمیانه، دردها انبار شد!
 
نقشه های بیوَرَاسب است این همه نامردمی 
هرچه شیطانی، دراین بازار، دکّاندار شد!
 
از تبهکارییِ قومی، غَزّه هم این روزها
مثل نیشابوریان، در فتنه ی تاتار، شد!
 
مرگِ یک تن را، اگر یک شهر می گرید، رواست
یک جهان باید بگرید... ، آدمیت خوار شد!
 
* بیوَرَاسب: دارنده ده هزار اسب، نام دیگر ضحاک
 
کلمات کلیدی این مطلب :  آدمیت ، غزه ، زیتون ، هیولا ، فوج ، کفتار ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ،

   تاریخ ارسال  :   1402/5/19 در ساعت : 14:31:51   |  تعداد مشاهده این شعر :  79


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 20,367 | بازدید دیروز : 31,698 | بازدید کل : 155,558,658
logo-samandehi