ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



نامزد

ناگهان کاندید شد ،تا موج نویی در کند
تا مگر نسل جدیدی، حرف او باور کند
نه طلا و سکه و ارث پدر ، چیزی نداشت
تا کند در بوقها و گوش ملت کر کند
از خودش بگذشت و خود را کرد قربانی رای
تا مگر با حرف تنها ، ملتی را خر کند؟
هرچه گفتم : بس کن و از خر بیا پایین نشد
زندگی کارمندی را مگر محشر کند
رفته تا پشت فلات بی رباط بید کوه
قول داده موشهای دزد را کفتر کند
پاره کرده حنجره و کفش و جوراب خودش
روضه خوانده تا مگر چشمی در انجا تر کند
عاقبت برگشته و شب تا سحر، مثل تنور
صبح لای صد پتو با لرز هایش سر کند
گاه میگوید: بده رای خودت را به شهین
گاه با جیغی خودش را، مخلص اختر کند
بسکه رفته این ور و ان ور ز پا افتاده است
حرص مسند اخرش هم کله اش را گر کند
با ویار ترشی و شوری به راه افتاده بود
یحتمل این عز و چزها بچه را دختر کند
وعده داده به کیانوش پسر دایی ننه
رای اگر داورد، دزد گله را پر پر کند
به مراد کل غلام و به انوش عمه جان
گفته حتما هر دو تا را منشی دفتر کند
مش قیاس و بره ی شش پای او را هم که هیچ
گفته که ان بره را شنگول در کشور کند
با دو تا گونی پر از خواهش تمنا امده
توی جا افتاده، تا فردا که گل بر سر کند
مرغ و غاز و اردک و بز در حیاط خانه ول
گوش اهل مجتمع را اخرش هم کر کند
کاش حالا هفته ی اینده بود و با غرور
در خیال مسندی میشد که قمپز در کند.
پروین برهان
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، ترانه ، سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1402/11/8 در ساعت : 8:48:32   |  تعداد مشاهده این شعر :  62


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 15,053 | بازدید دیروز : 15,726 | بازدید کل : 156,795,878
logo-samandehi