ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



لعنت

پشت لبان بسته جمهوری مرده، پوسیده در گور سیاه بی نشانی
روی لبان بسته خناقی قدیمی ، چسبیده به رنگ و لعاب زندگانی
تاج به غارت رفته در یک موزه ی دور، دستارها شد دار و حلاج است مستور
حقدار از حق خودش، دل از تپیدن، کوهی به روی گرده ها مان جاودانی
نه عید ماند و نه عزا ،نه خوب و نه بد، تحریف شد هرانچه باید باشد و نیست
نام خدا و دین در این بوق قدیمی، راه خدا در پشت دیواری که دانی
پر از نداریم وندیدیم و نباشد.رویای انچه دوست میداریم باشد
کردند پامحکم بر این ملک و تمدن، انها که لبریز شک اند و ناتوانی
پشت ریا ،نان ربا و خون و شیشه. بابای بیکار فقیر تا همیشه
بر روی مسندها صدای احسن ، احسن ، روی جبینها رد قاشق های فانی
تقصیرها برگردن یک عده زینت ،خود را به درد و رنج ما الوده، ذلت
مارابه جرم لقمه ای نان حبس کردند، بین هزاران قاتل وحشی جانی
بعد از چهل سال و کمی در انفرادی، ازنو وصیت نامه ام را مینویسم
لعنت به استحمار به ظالم به ساکت، لعنت بر این اوضاع و بر باعث و بانی.
کلمات کلیدی این مطلب :  ،

موضوعات :  اجتماعی ، ادب و مقاومت ، ترانه ،

   تاریخ ارسال  :   1402/11/21 در ساعت : 10:14:12   |  تعداد مشاهده این شعر :  42


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 7,258 | بازدید دیروز : 19,998 | بازدید کل : 156,742,224
logo-samandehi