ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  


آخرین نقدها
نام ارسال کننده : فیروزه سمیعی
درودتان باد جناب استاد پور حفیظ فرهیخته ی گرامی 🌞 - به دیده ی لطف مهر می خوانید مهربان 🌺🍃🌹🍀    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
درودها بانوی فرهنگ و ادب استاد سمیعی⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩⁦🙏🏻⁩🌹🌹🌹🌹 - بسیار زیبا می‌سرایید و مخاط   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : حفیظ ( بستا) پورحفیظ
بانو جاویدنیا درودها!🌹🌹🌹🌹 - بسیارزیبا ودلنشین بود،تقریبن غزل عاشقانه درحرمش ازاین حقیر هم همچن   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - واقعا تا گفتن شعر سپیدی اینچنین - رگ به رگ می گردد آدم را کمر تا آستین - هرچند    ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما، گاهی فاصله است میان رئالیسم ادبی و دنیای واقعی، شعرتان زیبا بود اما شاید ضروری ترین نیا   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : کریم شاهزاده رحیمی
سلام بر شما - بله اگر از نظر وزنی در نظر بگیرید درو و از باید پشت سر هم و به شکل (دوراز) خونده ب   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : علیرضا حکیم
   ....    لینک شعر مورد نظر

نام ارسال کننده : پروین برهان شهرضایی
   ....    لینک شعر مورد نظر


آرشیو کامل



Share



ترجمه‌ی شعرهایی از سولین عبدالله
خانم "سولین عبدالله" (به کُردی: سۆلین عه‌بدولا) شاعر و نویسنده‌ی معاصر کُرد، زاده‌ی ۱۱ مارس ۱۹۷۷ میلادی در سلیمانیه‌ی اقلیم کردستان است.


■□■


(۱)
از روزی می‌ترسم
که سرم را بر روی سینه‌ات بگذارم
و تپش قلبت برای من نباشد.




(۲)
چقدر آزار دهنده‌اند
آنهایی که
جلوی چشمانمان می‌روند و
اما در دلمان نه...




(۳)
تو نە عطرفروشی و
نه باغبان.
دختری‌ی و،
وقتی که از خانه بیرون می‌زنی،
از شهر رایحه‌ی گُل بلند می‌شود.




(۴)
صد بار فراموشت کردم،
اما تو بازگشتی...
دل می‌گوید:
- هرچه عقل بفرماید.




(۵)
تو بخند تا باغچه
بە جای گُل
شکوفا بە تو بشود.




(۶)
[حسادت]
زمانی که تو را می‌بوسم
اناری از حسادت پوست می‌تَرکاند
گُلی از شوق آفتاب شکوفا می‌شود
ابری آسمان را می‌پوشاند
همه‌ی این‌ها
برای رسیدن دو عاشق‌ست
زیر یک سقفِ پُر از مهربانی...




(۷)
آنچنان اسمت را بر قلبم حک کرده‌ای
که هرچه می‌خواهم
از تو بُبُرم،
دلتنگ‌تر می‌شوم.






برگردان اشعار:
#زانا_کوردستانی
کلمات کلیدی این مطلب :  #زاناکوردستانی ،

موضوعات :  سایر ،

   تاریخ ارسال  :   1402/12/5 در ساعت : 11:17:9   |  تعداد مشاهده این شعر :  26


کسانی که این شعر را می پسندند :

ارسال نقد و نظر برای اعضا

   
ارسال نظر برای غیر اعضا







متن های ارسالی برای "نقد" توسط دارنده دفتر شعر قابل مشاهده و تایید نخواهد بود و تنها توسط مسئول بخش نقدها بررسی و تایید خواهند شد. در صورتی که میخواهید نظری را خصوصی برای صاحب اثر ارسال کنید از بخش نظرات استفاده بفرمایید.

بازدید امروز : 6,738 | بازدید دیروز : 19,998 | بازدید کل : 156,741,704
logo-samandehi