ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

متن مورد نظر برای جستجو را وارد کنید :        

۞ شمارهٔ ۱ - امیر خسرو در قرآن السعدین شرح می‌دهد که چون سلطان به «خان جهان» اقطاع «اوده»را عطا کرد ، وی با «خان جهان» در انجا ماند   با علم فتح دران راه دور
۞ شمارهٔ ۲ - مگر آرزوی دیدن ما در و دوستان و خویشان او را باز به دهلی آورد:   من ز پي شرم خداوند خويش
۞ شمارهٔ ۴ - اینک شاعر بیان می کند که چسان قران السعدین را به نظم آورد:   از درشه با همه شرمندگي
۞ شمارهٔ ۵ - چنان بنظر می‌رسد که آن سلطان عشرت طلب و هردم خیال، به این کتاب توجه نکرد و آن همه زر را که وعده کرده بود به امیر خسرو نداد، مگر امیر خسرو ازینکه مثنوی دل‌انگیزی گماشته است ، خرسند بود:   گر چه شد از بهر چنين نامه‌اي
۞ شمارهٔ ۶ - از ینجاست که از مدح کردن اظهار بیزاری و ازاهل زمانه گله می‌کند   گرمي دل نيست چو حاصل مرا
۞ شمارهٔ ۷ - (امیر خسرو ، درطی زندگی دور و دراز خویش باین توبه که در نزدیکی چهل سالگی کرده پابند نمی‌ماند، چنانکه دربیان سرگذشت او خواندیم ) با این هم، امیر خسرو آرزوی واثق داشته تا در قران السعدین تازگی‌های ادبی بیارد:   چند گهم بود به دل اين خيال
۞ شمارهٔ ۸ - عزم وی ، بر ایجاد گری ، درین ابیات شرح یافته :   آنچه زسر جوش دل نقشبند
۞ شمارهٔ ۹ - محض به سخن شناسان حق خورده گیری را قایل است:   آن که شنا سنده? اين گوهر ست
۞ شمارهٔ ۱۰ - گر چه در پایان سرودن این اشعار بخود چنین خطاب کرده بود:   ليک اگر پند من آري به گوش
۞ شمارهٔ ۱۱ - امیر خسرو، در ایام نگاشتن اشعار قران السعدین هنوز مثنوی‌های خمسه را به جواب خمسه زنی می ننوشته است خود ملتفت است که این مثنوی او بر سبک نظامی است و آن استاد بزرگ را می ستاید:   ور هوس مثنويت در دل ست
۞ شمارهٔ ۱۲ - استاد دیگر، سعدی را نیز می‌ستاید:   ور غزلت ياد جواني دهد
۞ شمارهٔ ۱۳ - (در پی این فهرست منظوم ابیات گزیده‌ای را از حمد، مناجات، نعت و معراج می‌آریم که محسنات معنوی عمده دارد) حمد:   حمد خداوند سرايم نخست
۞ شمارهٔ ۱۴ - مناجات   من که به حکم تو درين کارگاه
۞ شمارهٔ ۱۵ - نعت   پيش رو کوکبه انبياء
۞ شمارهٔ ۱۶ - معراج   رفته و باز آمده در يک زمان
۞ شمارهٔ ۱۷ - (حرکت ناصرالدین از لکهنو تی بنگال به سرزمین بیهار):   يافت خبر خسرو مشرق پناه
۞ شمارهٔ ۱۸ - (شرح حال پسری کیقبا دهلی):   شه به چنين وقت برآهنگ مي
۞ شمارهٔ ۱۹ - (در اثر حدوث وقایع دیگر حرکت سپاه چند هفته به تاخیرافتاد، تاآنکه سپا بسوی منزل اول ، یعنی تلیت و افغان پور عازم شد )   در وسط ماه ربيع نخست
۞ شمارهٔ ۲۰ - پیام پدر   کز پدر اول برسانش سلام
۞ شمارهٔ ۲۱ - جواب پسر   گفت به حاجب که بشه باز پوي
۞ شمارهٔ ۲۲ - پیام پدر   اي سر از آئين وفا تافته !
۞ شمارهٔ ۲۳ - جواب پسر   داد جوابي ادب آميخته
۞ شمارهٔ ۲۴ - پیام پدر   اي ز نسب گشته سزاي سرير
۞ شمارهٔ ۲۵ - جواب پسر   اي شه? مشرق شده چون آفتاب
۞ شمارهٔ ۲۶ - (ناصرالدین محمود فرزند کهتر خود کیکاوس را با تحایف فرستاد)   بادشه شرق، که آن مژده يافت
۞ شمارهٔ ۲۷ - (کیقباد از دیدن برادر خود کیکاوس شادمان شد)   شاه به رويش چو نظر کرد چست
۞ شمارهٔ ۲۸ - ملاقات پدر و پسر لحظهٔ قران السعدین   روز چو آخر شد و گرما گذشت
۞ شمارهٔ ۲۹ - (اندرز پدر به پسر)   چون بسخن رفت بسي داوري
۞ شمارهٔ ۳۰ - (وداع پدر و پسر )   شب چو وداع مه و سياه کرد
۞ شمارهٔ ۳۱ - (بازگشتن کیقباد بسوی دهلی )   کرد چو ره در سرطان آفتاب

1234




بازدید امروز : 5,292 | بازدید دیروز : 14,363 | بازدید کل : 113,399,607
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی