ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

Share

مرحبا اي پيک مشتاقان بده پيغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فداي نام دوست

واله و شيداست دايم همچو بلبل در قفس
طوطي طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر اميد دانه‌اي افتاده‌ام در دام دوست

سر ز مستي برنگيرد تا به صبح روز حشر
هر که چون من در ازل يک جرعه خورد از جام دوست

بس نگويم شمه‌اي از شرح شوق خود از آنک
دردسر باشد نمودن بيش از اين ابرام دوست

گر دهد دستم کشم در ديده همچون توتيا
خاک راهي کان مشرف گردد از اقدام دوست

ميل من سوي وصال و قصد او سوي فراق
ترک کام خود گرفتم تا برآيد کام دوست

حافظ اندر درد او مي‌سوز و بي‌درمان بساز
زان که درماني ندارد درد بي‌آرام دوست



بازدید امروز : 6,372 | بازدید دیروز : 15,844 | بازدید کل : 112,689,580
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی