ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  

متن مورد نظر برای جستجو را وارد کنید :        

۞ بخش ۱   هرکه نامخت ازگذشت روزگار
۞ بخش ۲   از خراسان به روز طاوس وش
۞ بخش ۳   هم چنان سرمه که دخت خوب روي
۞ بخش ۴   شب زمستان بود، کپي سرد يافت
۞ بخش ۵   آن گرنج و آن شکر برداشت پاک
۞ بخش ۶   دمنه را گفتا که تا: اين بانگ چيست؟
۞ بخش ۷   گفت: هنگامي يکي شهزاده بود
۞ بخش ۸   کشتيي بر آب و کشتيبانش باد
۞ بخش ۹   بانگ زله کرد خواهد کر گوش
۞ بخش ۱۰   وز درخت اندر، گواهي خواهد اوي
۞ بخش ۱۱   هم چنان کبتي، که دارد انگبين
۞ بخش ۱۲   هيچ شادي نيست اندر اين جهان
۞ بخش ۱۳   تا جهان بود از سر مردم فراز
۞ بخش ۱۴   گفت با خرگوش خانه خان من
۞ بخش ۱۵   آن که را دانم که: اويم دشمنست
۞ بخش ۱۶   کار چون بسته شود بگشايدا
۞ بخش ۱۷   بار کژ مردم به کنگرش اندرا
۞ بخش ۱۸   آفريده مردمان مر رنج را
۞ بخش ۱۹   اندر آمد مرد با زن چرب چرب
۞ بخش ۲۰   شاه ديگر روز باغ آراست خوب
۞ بخش ۲۱   خود ترا جويد همه خوبي و زيب
۞ بخش ۲۲   پس تبيري ديد نزديک درخت
۞ بخش ۲۳   باکروز و خرمي آهو به دشت
۞ بخش ۲۴   خايگان تو چو کابيله شدست
۞ بخش ۲۵   چون درآمد آن کديور، مرد زفت
۞ بخش ۲۶   آمد اين شبديز با مرد خراج
۞ بخش ۲۷   دست و کف و پاي پيران پر کلخج
۞ بخش ۲۸   گر خوري از خوردن افزايدت رنج
۞ بخش ۲۹   گفت: خيز اکنون و سازه ره بسيچ
۞ بخش ۳۰   آهو از دام اندرون آواز داد

1234




بازدید امروز : 10,736 | بازدید دیروز : 33,179 | بازدید کل : 113,316,499
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی