ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: صف‌های حال خوب کن
۞ :: 3 آذر اختتامیه جشنواره ملى شعر«در امتداد فجر»/ بیانیه گام دوم انقلاب محور جشنواره
۞ :: تازه‌ترین مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری نقد می‌شود
۞ :: ​بهمن صالحی در سی‌سی‌یو بستری شد
۞ :: اختصاصی : فراخوان جشنواره ملى شعر "در امتداد فجر"
۞ :: «ضیافت همزبانی»؛ ضیافتی برای پاسداشت زبان پارسی
۞ :: اختصاصی : دکترمظاهر مصفا درگذشت
۞ :: اختصاصی : «مهدخت مخبر» ترانه‌سرای پیشکسوت درگذشت
۞ :: محمدعلی بهمنی و علی‌رضا قزوه میهمان سومین "ضیافت همزبانی"
۞ :: اختصاصی : درگذشت ادیب و پژوهشگر بزرگ تاجیک
۞ :: اختصاصی : پیام تسلیت سایت شاعران پارسی زبان به مناسبت درگذشت برادر گرانقدر دکتر علیرضا قزوه
۞ :: اختصاصی : یادداشت الهام نجمی بر قطره دکتر نغمه مسشتار نظامی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از ترکیب‌بند عاشورایی یک شاعر
۞ :: اختصاصی : برنامه ی میراث ماندگار از سری برنامه های گروه بین المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: بدرقه اهل قلم حاضر در پیاده‌روی اربعین با مرثیه‌خوانی حدادیان
۞ :: مراسم رونمایی از کتاب «به صحرا شدم عشق باریده بود» برگزار شد
۞ :: پیاده‌روی اربعین در شعری از رضا اسماعیلی/ کربلا را پیاده می‌آیم
۞ :: شب شاعر شهید افغانستانی ،عبدالقهارعاصی، در گروه بین المللی مولانا برگزار شد.
۞ :: جشنواره شعر دانشجویی به زنجان رسید
۞ :: فراخوان دوازدهمین جشنواره شعر و داستان انقلاب منتشر شد

Share
اختصاصی سایت شاعران پارسی زبان - مهدی باقر خان از شاعران، پزوهشگران، استادان و مترجمان زبان فارسی در هند است که تاکن.ن آثار و ترجمه های بسیاری از ایشان به زبان فارسی منتشر شده است. در ادامه گفتگوی اختصاصی سایت شاعران پارسی زبان با ایشان را می خوانیم:

1.لطفاً ابتدا کمی از خودتان بگویید.
مهدی باقرخان هستم از هند  و تخلص بنده که البته بیشتر در سرودهای اردویم استفاده می کنم، «معراج» است. دوازدهم ژانویه 1981م در شهر جونپور که در تاریخ ادبیات «شیراز هند» عنوان شده است، به دنیا آمدم. از بچگی عاشق زبان فارسی بودم. پس از تحصیلات اولیه در مکتب خانه و مدرسه عصری، وارد حوزه علمیه (هند) شدم و آنجا تا مقطع کارشناسی درس خواندم و سپس عازم تحصیلات دانشگاهی شدم و بقیه دوران محصّلیم را تا مقطع دکتری در رشته زبان و ادبیات فارسی همانجاادامه دادم. از سال 2008 میلادی تا اکنون در خانه فرهنگ ایران در دهلی نو؛ معلم کلاس های آموزش زبان فارسی هستم و همچنین از سال 2013 میلادی تا پایان سال تحصیلی اخیر، تدریس زبان فارسی به دانشجویان مقاطع مختلف در گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه جامعه ملیه اسلامیه دهلی نو را به عهده داشتم. عضو هیئت (3 نفره) مولّفان و مترجمان «دانشنامه علما و مشاهیر فرهنگی شبه قاره هند» و همچنین عضو هیئت تحریریه فصلنامه «نقد و تحقیق» نیز هستم.
 

2.  داستان آشنایی شما با زبان فارسی؟
همان طوری که عرض کردم از بچگی عاشق زبان فارسی بودم. یادم هست که بعضی از اقوام و فامیلم که آن زمان در حوزه علمیه قم طلبه بودند؛ وقتی به هند باز می گشتند به هند، بعضا با همدیگر فارسی حرف می زدند و من باوجود اینکه چیزی از حرف هایشان نمی فهمیدم اما با شنیدن این زبان شیرین، لذت می بردم و زمانی که با الفبای اردو و هندی هم درست آشنا نشده بودم اصرار می کردم که به من هم این زبان (فارسی) را یاد بدهید و آنها هم به من کلماتی مثل «اسم شما چیست».«حال شما چطور است». یاد می دادند. من مدام این ها را تکرار می کردم. دومین رخداد مهم یادگیری زبان فارسی من متعلق به دوره طلبگی من است. معمولا طلاب هندی فارغ التحصیلان قم را پس از سپری نمودن مقاطع خاص به حوزه های علمیه هند اعزام می کردند( و هم اکنون تا حدودی این روند ادامه دارد). در آنجا علاوه بر اینکه کتاب های درسی اول تا پنجم دبستان فارسی جز برنامه درسی ما بود و کتاب های درسی دیگر نیز در مقاطع بالا به فارسی بود؛ مدرّسان اعزامی حوزه قبل از تدریس باهم به زبان فارسی مباحثه می کردند و من از گوشه ای گوش می کردم و بعضی وقت ها ناراحتی های همکلاسی هایم را هم می خریدم و به استاد می گفتم که امروز اگر درس مان را به فارسی ارائه بدهید ممنوتان می شوم. آنها هم گهگاهی قبول می کرد و من از عمق جانم لذت می بردم.
این تمایل و گرایش خاص من به سمت زبان، ادبیات و شعر باعث شد که وارد عرصه دانشگاهی شدم و زبان و ادبیات فارسی را به عنوان رشته اصلی انتخاب کردم و در سال 1999م برای  لیسانس ثبت نام کردم و در سال دوم لیسانس یعنی اکتبر 2000م،  پدرم را دست دادم و من هم بزرگ خانواده و یا به عبارتی دیگر «مرد خانه» بودم. با همه این ها در سال 2001م لیسانس و همچنین در سال 2003میلادی از دانشگاه لکهنو مدرک فوق لیسانس خود را اخذ نمودم و سپس به قصد ادامه تحصیل تخصصی تر چون دکتری در اواخر سال 2004م وارد پایتخت کشورم دهلی شدم. مجبور بودم در چنین شهر پر جمعیت و هزینه بار، برای امرار معاش هم یک فکری بکنم و همزمان دنبال ثبت نام دکتری نیز بودم که نخستین گزینه من دانشگاه دهلی بود اما پس از پروسه لازم و طولانی به نتیجه ای نرسیدم و رفتم سراغ دانشگاه جامعه ملیه اسلامیه. از آن طرف هم کم کم پای من به خانه فرهنگ هم باز شد و مقاله های دینی فارسی را برای چاپ در مجله «راه اسلام» (اردو) که به همت رایزنی فرهنگی ج. ا. ایران در دهلی نو چاپ می شود، به زبان اردو ترجمه می کردم که یک روز در اواخر سال 2006م؛ آقای محمد حسین مظفری مسئول خانه فرهنگ  ایران به من گفت: می خواهی برای طی یک دوره دانش افزایی سه ماهه در دانشگاه علامه طباطبایی به تهران بروی؟ من هم با کمال میل، قبول کردم و این بود «نقطه عطف» یادگیری زبان فارسی من!. بدون هیچ تامل، می توانم بگویم که بازدهی و خروجی آن سه ماه؛ از نظر تسلط و فراگیری زبان و فارسی چند برابر دوره های لیسانس و فوق لیسانس من در کشور خودم بوده است و من در طول اقامتم در آن نخستین سفر به یادماندنی به ایران اسلامی از هر لحظه آن سفر، استفاده بهینه کردم به طوری که علاوه بر کلاس های مستمر در دانشگاه و شرکت در مراسم فرهنگی، یک کتاب از فارسی به اردو ترجمه کردم و سه مقاله مفصل نیز نوشتم.  

 3.  چه کسی شما را به شعر گفتن به زبان پارسی تشویق کرد؟ 
داستان شعر گویی من از این قرار است که بنده از همان زمان طلبگی، عاشق شعر بودم و از سال 1997م اولین شعر اردو را در مدح امام علی (ع)گفتم و پس از آن بیشتر غزل می سرودم در عین حال اگر توفیقی نصیبم می شد شعر با موضوع موعود و یا شعر برای امام حسین (ع) به اردو می گفتم. از سوی دیگر، همزمان با آشنایی تدریجی من با شعر فارسی به ویژه غزلیات حافظ کم کم  بنده به سوی شعر گویی سوق داده شدم، اما اعتماد به نفسم می گفت بر خواندان این ها بسنده کن و به فکر گفتن شعر فارسی مباش که با آمدن استاد عزیزمان جناب دکتر علی رضا قزوه به عنوان مدیر مرکز تحقیقات فارسی رایزنی فرهنگی در هند، انجمن بیدل دهلوی شکل گرفت که واقعا برای امثال ما از روز اول «مهد آموزشی» بود. افزون براین، اخلاق خاکی و خودمانی استاد قزوه باعث شد که یواش یواش انگیزه پیدا کنیم و ایشان هم با خون گرمی ها و تشویق ها فهماند که ما هم توانیم به فارسی شعر بگوییم. این شد که توانستم نخستین شعر فارسی را در حوالی سال های 2010م  بسرایم که البته دلگرمی های دلسوزانه آقای دکتر ضیایی مسئول خانه فرهنگ ایران –دهلی درآن زمان را هم در این خصوص نمی توانم فراموش کنم.
خلاصه از هدیه گرفتن مجموعه های شعر از دوستان ایرانی ومطالعه شعر شاعران معاصر ایران تا راه اندازی وبلاگ فارسی و سایت شاعران پارسی زبان و بر اثر آن برقراری ارتباط با شاعران و وبلاگ نویسان فارسی که آن هم باز ا ز جمله فیوض و برکات حضور استاد قزوه در هند  بود  و همچین شرکت و شعرخوانی مستمر در نشست‌های ادبی انجمن بیدل دهلوی و در نتیجه رفت و آمد ما به ایران به مناسبت های مختلفی چون جشنواره بین المللی شعر فجر، دیدار رهبری و غیره... باعث شد انگیزه ما نسبت به شعر گویی فارسی تقویت شود. 

4.  کمی از جایگاه و موقعیت زبان پارسی در هند بگویید؟ 
زبان فارسی با اینكه پیشینه چند صد ساله در هند دارد و در تعداد قابل توجهی از دانشگاه ها،دانشكده ها و مراكز آموزشی، زبان فارسی تدریس می شود ولی به دلایل مختلفی چون کم لطفی قدرت مداران، به حاشیه رانده شدن آن از مسیر اصلی جامعه اقتصادی و همچنین تهاجم فرهنگی، زبان فارسی روزهای سختی را سپری می كند.این است که به صراحت می توان گفت: اگر خودمان از این میراث کهن و ارزشمند تاریخی و فرهنگی که با هویت گذشته ما هندی هاگره خورده است  و توانسته متون مقدس آئین و فلسفه دینی اکثریت کشور ما را به جهانیان عرضه کند، مراقبت نکردیم؛ این گنجینه را از دست خواهیم داد. بهرحال زبانی که یک روز لازمه ومعادل با باسواد و با فرهنگ بودن یک شهروند هندی تلقی می شد با چنین روزگاری مواجه شده است که این زبان دیگر مثل زبان های دیگر، خارجی و غریبه محسوب می شود و نسل جوانی از محصلان جدی، کمتر برای ادامه تحصیل؛ سراغ این زبان شکر آگین می روند. 

5. وضعیت تدریس زبان فارسی در کشور شما چگونه است؟
در بیش از ۴۰دانشگاه هند، زبان فارسی به عنوان یک گروه مستقل فعالیت می‌کند و در برخی ایالت‌ها زبان فارسی، رشته مستقلی در دبیرستان‌ها بوده و هست که متاسفانه بساط آن هم دارد کم کم جمع می شود. همچنین در تمام مدارس و مراکز آموزش‌ی دینی فرق مختلف اسلامی در هند، عمدتا بوستان و گلستان سعدی تدریس می‌شود.در عین حال نیاز مبرمی است که سرفصل‌های درسی این رشته در دانشگاه‌های هندوستان، تجدید نظر شود چون در اغلب برنامه درسی موجود در گروه زبان و ادبیات فارسی ما عمدتا از ادبیات معاصر فارسی چندان خبری نداریم و همین طور جنبه کاربردی آموزش زبان فارسی نیز توجه و اهتمام ویژه ای می طلبد . 

6. از استادان زبان و ادبیات فارسی هندی چند تن را نام ببرید؟ 
طی چند دهه هایی گذشته به این طرف،استادان و محققان فاخری مانند شادروان پدر فارسی در هند استاد سیّد امیرحسن عابدی را در دانشگاه دهلی داشتیم که هم اکنون اکثر استادان برجستهء بازنشسته و موظف زبان و ادب فارسی افتخار شاگردی ایشان را دارند. آثار ارزنده ای از او به جای مانده است و ایشان علاوه بر تصحیح نسخه ها و تالیف کتاب ها، حدود500 مقاله تالیف کرده اند. شادروان پروفسور نذیر احمد از جمله برجسته‌ترین استادان دیگر زبان فارسی هند در دانشگاه اسلامی علیگر بودند. همچنین، مرحوم مسعود حسن رضوی ادیب در دانشگاه لکهنو،  روانشاد پرفسور عبدالودود اظهر دهلوی در دانشگاه جواهر لعل نهرو، زنده یاد پرفسور  نبی هادی دانشگاه اسلامی علیگره، دکتر وارث کرمانی و استادانی چون پروفسور ولی‌الحق انصاری، دکتر یونس جعفری از جمله استادان و پژوهشگرانی بودند که سهم شایسته ای در معرفی و بررسی آثار ارزشمند فارسی داشته اند و اکنون بسیاری از این بزرگان، مهمان خاک اند.
درحال حاضر نیز استادانی نظیر پروفسور شریف حسین قاسمی، پروفسور سید حسن عباس، پروفسور چندرشیکهر، پروفسور علیم اشرف خان، پروفسور راجیندر کومار، پروفسور احسن الظفر، پروفسور آذرمیدخت صفوی، پروفسور ریحانه خاتون، پروفسور ماریه بلقیس، پروفسور فاطمه بلقیس حسینی، پروفسور اسد علی خورشید، پروفسور قمر غفار، پروفسور عین الحسن، پروفسور اخلاق احمد آهن، پروفسور سید اختر مهدی ، پرفسور عراق رضا زیدی، پروفسور عبد الحلیم اخگر، دکتر کلیم اصغر و غیره از جمله استادانی هستند که در حوزه نقد و پژوهش زبان و ادبیات فارسی، خدمات ارزشمندی را انجام داده اند؛ البته باوجود اینکه تعداد استادان نسبتا جوان زبان فارسی همچون دکتر اکبرشاه جعفری در دانشگاه های هند، کم است اما آنها نیز از استعداد و ظرفیت های امیدوار کننده ای برخوردارند.

 7.  آیا در حوزه ترجمه هم فعالیت دارید؟ تا کنون چه آثاری و از چه کسانی را ترجمه کرده اید؟ 
بله، علاوه بر تدریس و تحقیق، به عنوان شغل؛ ترجمه زیادی را انجام داده ام اما همان طوری که عرض  کردم با توجه به این که سهم بزرگی از ترجمه هایم متعلق به شغلم بوده، حق معنوی بر بخش عمده ای از ترجمه هایم را ندارم و از ذکر خیرشان می گذرم. البته برخی از عناوین چاپ شده ترجمه هایم بدین ترتیب است: «دانشنامه علما و مشاهیر فرهنگی شبه قاره هند» (از اردو و عربی به فارسی)؛ «شرح حال مفتی محمد عباس شوشتری» به سه زبان اردو، فارسی و انگلیسی؛ «احوال و آثار علامه آیت الله دلدار علی غفران مآب» به زبان اردو، فارسی و انگلیسی؛ بولتن خبری «آیینه فرهنگ» ترجمه بریده هایی از روزنامه های اردو و انگلیسی سراسر هند؛ سریال «فاکتور هشت» از فارسی به اردو؛ سریال «دادگاهی در گندم زار» از فارسی به اردو؛ ده ها مقاله علمی، مقدمه های کتاب، طرح دکتری و بالغ بر 2000 صفحه مطالب متفرقه از زبان فارسی به اردو و انگلیسی و بالعکس. 

8.   از شاعران پارسی گوی هندی چه کسانی را می شناسید؟
فهرست مفصلی را سراغ نداریم که باوجود آشنایی و سرکار داشتن با زبان فارسی در حال حاضر به این زبان شعر بگویند د رعین حال می توانم از عزیزانی مانند روانشاد استاد ولی الحق انصاری، پرفسور عین الحسن؛ دکتر رئیس احمد نعمانی، پروفسور اسد علی خورشید، پرفسور عراق رضا زیدی؛ پروفسور اخلاق آهن، برقی اعظمی و  دوستان عزیز ما آقایان دکتر نقی عباس کیفی، دکتر عزیز مهدی، دکتر بلرام شکلا هم نام ببرم.

 9. میزان آشنایی شما با شعر و شاعران بعد از انقلابتا چه اندازی بوده است؟
اتفاقا بنده یک مقاله طولانی با عنوان «عرفان در شعر امروز ایران» نوشتم که چاپ هم شد و طی گردآوری مطالب برای آن مقاله توفیق داشتم با شاعران نسل انقلاب، آشنایی بیشتری پیدا کنم. از اشعار استاد شهریار؛ علی معلم دامغانی، قیصر امین‌پور، سید حسن حسینی، حسین منزوی، هوشنگ ابتهاج (سایه)، سلمان هراتی؛ دکتر شفیعی کدکنی، دکتر علیرضا قزوه، عبدالجبار کاکایی، علی هوشمند، عبدالحمید ضیایی، دکتر احسان شکر اللهی؛ امیری اسفندقه، محمد کاظم کاظمی؛ سعید بیابانکی؛ غلام رضا طریقی؛ محمد مهدی سیار؛ میلاد عرفان پور؛ فاضل نظری، محمد جواد آسمان و… تا حدودی آشنا هستم.

 10. آیا با سایت شاعران پارسی زبان همکاری داشته اید؟
آشنایی ما با سایت شاعران پارسی‌زبان برمی گردد به زمانی که این به شکل یک وبلاگ راه‌اندازی شده بود سپس تبدیل به یک سایت مفصلی شد و برای امثال ما مایه خیر شد که توانستیم توسط همین سایت با خیلی از شاعران طراز اول ایران آشنا شویم و هم اکنون این سایت برای ما که در دیار غیر فارسی زبانان به سر می بریم یک مرجع و منبع مهم است.

 11. به نظر شما این سایت چه تاثیری در تقویت تعامل بین شاعران پارسی گو می تواند داشته باشد؟ 
خواندن سروده های شاعران معاصر و نقد و نظر صاحب نظران قطعا تاثیر ژرفی بر رشد و پویایی شعر گویی و شعر فهمی امثال ما داشته و دارد فلذا نقش این سایت برای ما بسیار سازنده و آموزنده بوده و این باید ادامه داشته باشد چون بسیار باعث دلگرمی و ایجاد انگیزه برای ماست. 

12.  راهکار شما برای احیاء و رونق بخشیدن به زبان پارسی در کشورهای پارسی زبان چیست؟ 
بسیار سوال مهمی پرسیدید؛ به نظرم از همه مهم تر و موثر تر برگزاری دوره هاي كوتاه مدت بازآموزي فارسي براي غیر فارسی زبانان است. معرفي برنامه درسی تازه و به روزتر که در هم آمیخته ای از ادبیات کهن و معاصر و دارای جنبه های یادگیری کاربردی چون ترجمه نگاری حرفه ای وغیره.. براي مؤسسات آموزش فارسي، کاری بسیار فوری و ضروري است. تسهیل دسترسی كتاب هاي جديد، مجلات و نشریات فارسی برای شیفتگان زبان و ادب فارسی یکی از گام های بسیار اساسی است. علاوه بر این بهره گیری از نشريات راديو، تلويزيون و شبکه های فضای مجازی برای آموزش و ترویج زبان فارسی ابزاری بسیار نتیجه بخش خواهد بود. اعزام استاد براي گروه های زبان و ادبیات فارسی دانشگاه های مختلف هند مي تواند زمينه ساز برای تشويق استادان و همچنین باعث ایجاد انگیزه بیشتری برای دانشجويان باشد.باز در این خصوص عرض کنم که انتخاب، اعزام و اعطاي بورس براي دانشجويان فوق ليسانس و دکتری زبان و ادبیات فارسی نیز می تواند بازتاب های سازنده ای همراه داشته باشد و همچنین از رساله هاي دانشجويان فارسی هند كه به حوزه‌هاي جديد ادب فارسي در هند مي پردازند حمايت های بیشتری باید صورت بگیرد و رساله‌هاي آنها  مورد بهره برداري همگانی قرار گيرد.

 13.  اگر نکته ای در این گفت و گو از قلم افتاده و دوست دارید در مورد آن صحبت کنید، ما در خدمت شما هستیم؟ 
بسیار  سپاسگزارم. می خواستم این نکته را هم بگویمکه علی رغم افزایش تعداد دانشجویان زبان فارسی در مراکز آموزش فارسی در کشور هند، کیفیت بازدهی تدریس، تحقیق و یادگیری این زبان فاخر به نظر من رو به افول هست و این مشکل در واقع یک زنگ خطر خیلی بزرگی برای آینده زبان فارسی است.  بنده به عنوان یک دانش پژوه کوچک این زبان؛ انتظار دارم بزرگان زبان فارسی توجه و همت شایسته و بایسته ای را در این خصوص به خرج بدهند.

 14. در پایان ما را به اشعاری از خود میهمان کنید
حتما! بنده دو غزل از خود را تقدیم عزیزان می‌کنم:
آن کیست که من را برساند به من من؟
معنای تمام است برای سخن من
از فکر رخ توست چراغان شب تارم
ای زلف تو اندوه شکن در شکن من
در محفل ما بر لب رندان، سخن از توست
نام تو نیفتاده هنوز از دهن من
خوشحالی ام از توست، گرفتاری ام از توست
ای گم شده در ساختن و سوختن من
گل های وجودم همه از جنس بهاراست
منّت کش پاییز نباشد چمن من
جز درد، دگر کار ندارد دل عاشق
جز عشق، دگر نام ندارد وطن من
با این همه در ماتم و اندوه نرویید
جز وصلۀ لبخند تو بر پیرهن من
 
2
راز  دوام گلشن و ابر و بهار چیست
مفهوم عشق، معنی قول و قرار چیست
هر روز روز حشر شد و شب شب فراق
ترسی ز روز واقعه و نور و نار چیست
بنگر! بدون سایه زلفت چه می کشم
از من مپرس روز چه و روزگار چیست
یک چند عاشقانه کنار دلم بمان
جز عشق در جهان فنا ماندگار چیست
ای روزگار! مشکل من حل نشد هنوز
مرگم رسید مرضی پروردگار چیست


تاریخ ارسال خبر :   1398/6/30 در ساعت : 16:57:6       تعداد مشاهده این خبر : 176






بازدید امروز : 14,176 | بازدید دیروز : 21,910 | بازدید کل : 114,271,370
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی