ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: دعوت عمومی برای مشارکت در بازسازی کتابخانه تفکر شهریار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان
۞ :: ناصر فیض: زرویی نصرآباد از روزمرگی‌ها فاصله داشت
۞ :: سفر به دنیایی روشن با این شعر
۞ :: اختصاصی : بهمن صالحی شاعر گیلانی درگذشت
۞ :: کتابخانه‌سوزی؛ نکوهیده ترین ویرانی تاریخ تا به امروز
۞ :: صف‌های حال خوب کن
۞ :: 3 آذر اختتامیه جشنواره ملى شعر«در امتداد فجر»/ بیانیه گام دوم انقلاب محور جشنواره
۞ :: تازه‌ترین مجموعه شعر حمیدرضا شکارسری نقد می‌شود
۞ :: ​بهمن صالحی در سی‌سی‌یو بستری شد
۞ :: اختصاصی : فراخوان جشنواره ملى شعر "در امتداد فجر"
۞ :: «ضیافت همزبانی»؛ ضیافتی برای پاسداشت زبان پارسی
۞ :: اختصاصی : دکترمظاهر مصفا درگذشت
۞ :: اختصاصی : «مهدخت مخبر» ترانه‌سرای پیشکسوت درگذشت
۞ :: محمدعلی بهمنی و علی‌رضا قزوه میهمان سومین "ضیافت همزبانی"
۞ :: اختصاصی : درگذشت ادیب و پژوهشگر بزرگ تاجیک
۞ :: اختصاصی : پیام تسلیت سایت شاعران پارسی زبان به مناسبت درگذشت برادر گرانقدر دکتر علیرضا قزوه
۞ :: اختصاصی : یادداشت الهام نجمی بر قطره دکتر نغمه مسشتار نظامی
۞ :: تمجید رهبر انقلاب از ترکیب‌بند عاشورایی یک شاعر
۞ :: اختصاصی : برنامه ی میراث ماندگار از سری برنامه های گروه بین المللی هندیران برگزار شد.

Share

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، موسی عصمتی، از شاعران روشندل کشور، در آستانه روز جهانی معلولان، سروده‌ای را تقدیم نابینایان کشور کرده است. او در این سروده احوالات یک نابینا را توصیف کرده و با این کار مخاطب را با این دنیای ناشناخته آشنا می‌کند:


با عینکی که تا ابد دودی است
من آفتابی تازه می‌بینم
این سوی تاریک جهان هر شب
فانوسِ بی‌اندازه می‌بینم

*

از نقطه نقطه خط برجسته
راهی به سمت نور خواهم یافت
با یک عصا خورشیدهایم را
از جاده‌های دور خواهم یافت

*
من با اشارات خودم گفتم
از اول دنیا نشانی را
با بی‌زبانی باز می‌خوانم
آوازهای هم زبانی را

*

موسیقیِ هر روز باران است
در من سکوتی که همیشه هست
از آخرین فریاد می‌گوید
در من فلوتی که همیشه هست

*
من دیرآموزم ولی باران
از من صفا را یاد می‌گیرد
احساس را، بی رنگ بودن را
رنگ خدا را یاد می‌گیرد

*
من روشنم مثل زلالی که
در چشمه‌های روستا جاری است
بی کینه‌ام مثل نگاهی که
از خنده آئینه‌ها جاریست

*
هر چند‌ تقدیرم نشستن بود
من ایستادم روی پاهایم
با صندلی چرخدارم باز
پرچم به دست صبح فردایم

***
روزی تمام جاده خواهد دید
تا انتها بی پا دویدن را
بامن تمام شهر خواهد خواند
موسیقیِ فصل رسیدن را

تاریخ ارسال خبر :   1398/9/12 در ساعت : 9:51:15       تعداد مشاهده این خبر : 30






بازدید امروز : 7,924 | بازدید دیروز : 37,323 | بازدید کل : 115,118,688
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی