ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : شبی نه مثل شب های دگر/ گزارشی از لیله القدر شب استاد محمد یونس جعفری
۞ :: اختصاصی : اولین نشست ماهانه شاعران پارسی زبان با عنوان "ضیافت همزبانی"
۞ :: اختصاصی : نخستین ضیافت همزبانی با گرامیداشت یاد و خاطره استاد حسین آهی با حضور شاعران پارسی زبان برگزار می‌شود.
۞ :: اختصاصی : بخش دوم گفتگوی اختصاصی سایت شاعران پارسی زبان با دکتر سید نقی عباس (کیفی) پیرامون وضعیت نسخ خطی و نسخه‌پٰژوهی
۞ :: اختصاصی : شب حسین آهی در گروه بین‌المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: خاطرات علیرضا قزوه از «مرحوم حسین آهی» در یک شعر
۞ :: اختصاصی : گفتگوی اختصاصی سایت شاعران پارسی زبان با « آنا برزینا» شاعر و استاد دانشگاه زبان فارسی در روسیه
۞ :: اختصاصی : شب دهرمیندرنات از سری برنامه‌های گروه بین المللی هندیران
۞ :: نوسروده علیرضا قزوه برای حسین آهی
۞ :: اختصاصی : گروه بین‌المللی هندیران: انتقاد از نحوه انتشار تنها مجله فارسی در هند
۞ :: اختصاصی : غزلی از مرحوم حسین آهی
۞ :: اختصاصی : استادحسین آهی شاعر و پژوهشگر درگذشت.
۞ :: اختصاصی : شب استاد دکتر ظهیر احمد صدیقی در گروه بین‌المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : گفتگوی سایت شاعران پارسی زبان با دکتر نقی عباس «کیفی»، شاعر و استاد دانشگاه
۞ :: تازه‌ترین سروده شاعر هندی در مدح امام علی(ع): «ز قدسیان بشنیدم، علی ولی‌الله»
۞ :: اختصاصی : تمدید مهلت ارسال اثر دومين دوره مسابقه شعر حماسه گوهرشاد
۞ :: دورهمی شاعران پارسی در «ضیافت هم‌زبانی»
۞ :: اختصاصی : شب استاد دکتر غلامعلی حداد عادل در گروه بین‌المللی هندیران در واتساپ برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : استاد امیر برزگر خراسانی درگذشت
۞ :: اختصاصی : برگزاری شب استاد عابدی در گروه بین المللی هندیران



کارگاه ترانه

شایا تجلی

روز بعثت پیامبر جهانیان،آغاز تکامل انسان و انسانیت بر همگان مبارک

جاودانه

من آخرين رهگذرم، كه از شبِ تو می ‏گذرم
من از سپيده اومدم، تو رُ به فردا ببرم

نمون تو اين شبِ سياه، نبضِ اشاره رُ بگير
براى پُل زدن به صبح، دستِ ستاره رُ بگير

تمومِ فصل های سرد، رد شدن از شبِ زمين
من اومدم كه پُركنم، دلا رُ از نورِ يقين

قصه‏ ى معراجِ منو، بال و پَر ترانه كن
مغلوبِ سايه‏ ها نشو، روحتُ جاودانه كن

زَمزَمِ جارىِ دُعا، زِمزِمه‏ ى شبانه شد
حماسه‏ ى رسالتم، قصه‏ ى عاشقانه شد

آيه به آيه وحْىْ رُ، بپيچ تو مخملِ نفس
پرنده باش و پربگير، ستيزه ‏كن تو با قفس

رها شو از پيله‏ ى تن، رسيده وقتِ پرزدن
رد شو از اين حجمِ حقير، براى پروانه شدن

قصه‏ ى معراجِ منو، بال و پَر ترانه كن
مغلوبِ سايه‏ ها نشو، روحِتُ جاودانه كن




زيباترين پرنده


توى اون شباى تاريك و سياه، كه قبيله ماهِ روشنى نداشت
هر كسى، دنبال قبله‏ اى می ‏رفت، هر كسى، سر روى هر سنگى می ذاشت

توى اون شبا كه پيراهنِ خاك، تابوتِ ستاره‏ هاى زنده بود
آسمونِ تن‏ كبودِ بی رمق، قفسِ تنهايى پرنده بود

سَرِ يك كوه بلندِ نقره‏اى، توى يه غارِ قشنگِ تن‏ طلا
يه نفر قد می كشيد شبيه نور، روى شاخه‏ هاى سرسبزِ دُعا

يه نفر كه چشمِ آفتابى اون، رو تنِ ستاره‏ ها نور می ‏پاشيد
يه نفر كه روى ذهنيتِ خاك، شعر و آيينه و انگور می پاشيد

يه دفه توى چشاش هزار تا باغ، جون گرفت و قد كشيد و زنده شد
يه فرشته با دوتا بالِ بزرگ، توى خلوت حَرا پرنده شد

وا شدن پنجره‏ ها رو به خدا، آسمون زيرِ پرِ فرشته‏ ها
يكى گفت: بخون به نامِ روشنى، كه بپيچه همه جا عطرِ دعا

اِقرَا بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذى خَلَق، تو كه برگزيده‏ ى رسالتى
اى كه مثلِ روحِ بارون رو زمين، بارشِ هميشه‏ ى كرامتى

توى اون شباى تاريك و سياه، كه قبيله ماهِ روشنى نداشت
يه نفر شبيه ابراهيم اومد، روى قانون قبيله پاگذاشت
يه نفر شبيه ابراهيم اومد، باز روى گردنِ بت تبر گذاشت

شایا تجلی


تاریخ ارسال :   1393/3/6 در ساعت : 12:50:26       تعداد مشاهده : 2165



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 3,421 | بازدید دیروز : 24,638 | بازدید کل : 111,811,951
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی