ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: تازه‌سروده‌هایی تقدیم به بانوی دو عالم: «زهرا(س) به نام زن جلال و منزلت داد»
۞ :: برگزیدگان جشنواره ادبی چهل‌چراغ در دو بخش شعر و داستان معرفی شدند
۞ :: هجدهمین دوره جشنواره قلم زرین فراخوان داد
۞ :: «جلوه فجر سلیمانی» در «سرچشمه»
۞ :: برگزاری کارگاه شعر و داستان کودک و نوجوان
۞ :: اختصاصی :  زادروز علیرضا قزوه روز شعر جوان ایران باد / به مناسب یکم بهمن زادروز دکتر علیرضا قزوه
۞ :: سروده استاد دانشگاه بنارس برای سپهبد سلیمانی/ تشکر شاعر ایرانی با یک شعر
۞ :: اختصاصی : عرض ارادت شاعران پارسی زبان به شهید قاسم سلیمانی
۞ :: شعر "علیرضا قزوه" برای سردار قاسم سلیمانی
۞ :: شب شعر پارسی‌زبان به یاد سردار سلیمانی در تسنیم برگزار می‌شود
۞ :: شاعران مطرح کشور در مراسم شعرخوانی «سردار آسمانی» جمع می‌شوند
۞ :: سروده حماسی شاعر هندی برای سردار سلیمانی/ یزیدانِ معاصر را بگو این خون نمی‌خوابَد
۞ :: سازمان بسیج هنرمندان کشور «خاتم سلیمانی» را منتشر می‌کند
۞ :: اختصاصی : دکتر قزوه: خون سردار سلیمانی پس از خون سیدالشهدا (ع) تأثیرگذارترین خونی است که در عراق به زمین ریخته شد
۞ :: اولین کنگره شعر آئینی ـ انقلابی «کوثر ناب» فراخوان داد
۞ :: فراخوان شعر «فاطمی» هیأت «میثاق با شهدا» اعلام شد
۞ :: آیین بزرگداشت مقام ادبی علامه فیض کاشانی و مراسم آغاز به کار محفل ادبی فیض برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : آغاز به کار محفل ادبی فیض
۞ :: دعوت عمومی برای مشارکت در بازسازی کتابخانه تفکر شهریار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان



نثر روز

سوگند به آه.

آن‎گاه که در حنجره مهجور چاه فرو غلتید.

سوگند به الله،

که ماه را فهمید!

سوگند به گواهی قبله گاه.. . که تولد یافتم در آن.

«من» از کعبه می آیم، که فرمود «ولایة علی بن ابی‎طالب حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی» پیچده در آواز پر جبرئیل، سور اسرافیل، عبور میکائیل. ..، هزار ملائک. مگر نبود احاطه گرم آن هنگام که در تیه متراکم دشت به جست وجوی آب رفتم.

من سیادت رسولان عشق را به گردن گرفته ام، از همان سوختگی گردنه های حجاز...!

از همان گرسنگی خواهران شعب!

سرگردانی سرها. .. ریگزاران نفاق!

من از فتوحات مکه می آیم. از دروازه های گشوده شده خیبر، بدر، پهلوانی های حُنین.

من از گریبان مهر خورشید می‎آیم. آن روز که بر بلندای مقامش ایستاد و مرا در گرمای کلماتش به زمین تابید. درخشیدم و از دستان منبسط نور لغزیدم هوای غلتیده در غبار تردید را.

آرامشی شدم به رستاخیز خاک! تا یک شهر برای شنیدنم آرمید.

من از دهان تشنه غدیر می آیم؛ در حسرت جرعه ای وفاداری.

من از دهان غدیر می جوشم آن گاه که در حلاوت امامتم زلال گشت.

دمیده از صور پیغامبری هستم که مرا در رستاخیزی عظیم از گلوی سوخته رسالتش نجوا کرد که «إنی تارک فیکم الثقلین، کتاب الله و عترتی... ».

و این‎گونه شد که قرآن ناطق شدم.

من از روزی می آیم،

که فرشته بر بال فرشته می سایید. ملائک در ازدحام ملائک در ازدحام ملائک، سماع در سماع کائنات می چرخید.

آن روز که عقل العقول حرا، دستانم را به عرفان و حر نسبت داد و من بالا گرفتم تا طاق آسمان و دست ها یک به یک به آسمان کشیده شد و زبان ها به شطح کلمات ریخت و ذرّات گواهی دادند حقیقت مرا!

آن روزها روحی شدم پیچیده در شولای شانه های موسی علیه السلام

پیغمبری بزرگ ناگاه در من ریخت که از واجب الوجود می رسید و من به شکل امانی غریب درآمدم.

سوگند به قلم!

که هیچ گاه بلاغتم را نگنجید و من زبان شعله وری گشتم در جهل و رسای مردمان.

پس سوختم و خامشانه درم برآوردم که «إنی احقّ الناس. .. »

اگرچه حقیقت را همه فهمیدند، ولی ادراک آن نبود.

سوگند به قبله گاه.. . که در آن تولد یافتم!

سوگند به سجده گاه.. . که محراب و مرکب عروجم شد.


تاریخ ارسال :   1396/6/17 در ساعت : 23:58:52       تعداد مشاهده : 596



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 44,359 | بازدید دیروز : 44,224 | بازدید کل : 117,428,483
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی