ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: اختصاصی : شبی نه مثل شب های دگر/ گزارشی از لیله القدر شب استاد محمد یونس جعفری
۞ :: اختصاصی : اولین نشست ماهانه شاعران پارسی زبان با عنوان "ضیافت همزبانی"
۞ :: اختصاصی : نخستین ضیافت همزبانی با گرامیداشت یاد و خاطره استاد حسین آهی با حضور شاعران پارسی زبان برگزار می‌شود.
۞ :: اختصاصی : بخش دوم گفتگوی اختصاصی سایت شاعران پارسی زبان با دکتر سید نقی عباس (کیفی) پیرامون وضعیت نسخ خطی و نسخه‌پٰژوهی
۞ :: اختصاصی : شب حسین آهی در گروه بین‌المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: خاطرات علیرضا قزوه از «مرحوم حسین آهی» در یک شعر
۞ :: اختصاصی : گفتگوی اختصاصی سایت شاعران پارسی زبان با « آنا برزینا» شاعر و استاد دانشگاه زبان فارسی در روسیه
۞ :: اختصاصی : شب دهرمیندرنات از سری برنامه‌های گروه بین المللی هندیران
۞ :: نوسروده علیرضا قزوه برای حسین آهی
۞ :: اختصاصی : گروه بین‌المللی هندیران: انتقاد از نحوه انتشار تنها مجله فارسی در هند
۞ :: اختصاصی : غزلی از مرحوم حسین آهی
۞ :: اختصاصی : استادحسین آهی شاعر و پژوهشگر درگذشت.
۞ :: اختصاصی : شب استاد دکتر ظهیر احمد صدیقی در گروه بین‌المللی هندیران برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : گفتگوی سایت شاعران پارسی زبان با دکتر نقی عباس «کیفی»، شاعر و استاد دانشگاه
۞ :: تازه‌ترین سروده شاعر هندی در مدح امام علی(ع): «ز قدسیان بشنیدم، علی ولی‌الله»
۞ :: اختصاصی : تمدید مهلت ارسال اثر دومين دوره مسابقه شعر حماسه گوهرشاد
۞ :: دورهمی شاعران پارسی در «ضیافت هم‌زبانی»
۞ :: اختصاصی : شب استاد دکتر غلامعلی حداد عادل در گروه بین‌المللی هندیران در واتساپ برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : استاد امیر برزگر خراسانی درگذشت
۞ :: اختصاصی : برگزاری شب استاد عابدی در گروه بین المللی هندیران



خاطرات


289
« شعر زیبا» یادگاری از خسرو شکیبائی !
محمدرضا عبدالملکیان

پائیز بود، پائیز ۷۴، آن اتاقک کوچک دو - سه متری در پاگرد طبقه ی دوم خانه ای واقع در خیابان ۱۴ امیرآباد.
دکتر بود، خسرو بود و من بودم، شب های بیداری تا آن سوی نیمه شب، تا یکی دو گام مانده به سپیده دمان و شاید تا خود سپیده دمان.
حدود سه ماه کار مستمر ، هفته ای دو یا سه نوبت ، شب زنده داری ....«مهربانی» باید متولد می شد. مرهمی بر زخم سال های جنگ و پس از جنگ. فکر اولیه از دکتر بود. دکتر دارینوش ، که ( هر کجا هست ، خدایا به سلامت دارش ) انتخاب هم کرده بود، هم مرا ، هم خسرو را و متقاعد کرده بود هردو را.
شعرها را وسط گذاشته بودم، هرچه داشتم. دو هفته ای طول کشید. دکتر انتخاب کرده بود، همه ی انتخاب ها پسند من هم بود، جز یک شعر، که سال ها پیش سروده بودم و اینک به سبب مجموعه شرایط اجتماعی ، از هوایش فاصله گرفته بودم ، شعری که در آن سوی غبار ایام ، می رفت که برای همیشه فراموش شود ، اما اینک نگاه و دست کاوشگر دکتر ، شعر را از پس و پشت آن همه غبار ، بیرون کشیده بود و می خواست تا همگان همان شعر را با صدای بلند بشنوند !
غافلگیر شده بودم ! نه ، اصلا نمی خواستم ! اما دکتر اصرار داشت ، این شعر هم در " آلبوم مهربانی " باشد ! نه تنها باشد ، بلکه جایش را نیز در پیشانی آلبوم مشخص کرده بود !!
در یکی از همان شب های شب زنده داری ، در همان اتاقک دو - سه متری پاگرد خانه ی خیابان 14 امیر آباد . بالاخره همان اصرار دکتر و همان انکار من ، موجبی شد برای کنجکاوی و در نهایت ، پرسش خسرو ( که اینک دوست می دارم همانند خیلی از علاقه مندانش ، او را " عمو خسرو " خطاب کنم ) !
و خلاصه آن که ، من و دکتر ، به داوری " عمو خسرو " رسیدیم ، دکتر ، شعر را به دستش داد ، و عمو خسرو ، چنانکه عادتش بود ، در متن خیره ماند ، در سکوت زیبایش ، چند بار آن را در ذهنش مرور کرد ، برای لحظاتی چشم هایش را بست ، سپس سر برداشت، با همان لبخند دلنشین، نگاهی به دکتر و نگاهی به من کرد ! و سپس نگاهش بر روی متن پیش رو ، نشست .....!
پس از گذشت لحظاتی با همان صدای دلنواز ، برای من و دکتر و شاید هم برای دلش ، شروع به خواندن کرد :
زیبا
زیبا هوای حوصله ابری است .....


مرور یک خاطره، با ویرایش جدید
(محمدرضا عبدالملکیان - 28 تیرماه 96)




.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1397/4/27 در ساعت : 15:16:34       تعداد مشاهده : 366



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 9,389 | بازدید دیروز : 29,686 | بازدید کل : 111,847,605
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی