ایمیل :   رمز عبور :        فراموشی رمز؟  
آخرین اخبار
۞ :: تازه‌سروده‌هایی تقدیم به بانوی دو عالم: «زهرا(س) به نام زن جلال و منزلت داد»
۞ :: برگزیدگان جشنواره ادبی چهل‌چراغ در دو بخش شعر و داستان معرفی شدند
۞ :: هجدهمین دوره جشنواره قلم زرین فراخوان داد
۞ :: «جلوه فجر سلیمانی» در «سرچشمه»
۞ :: برگزاری کارگاه شعر و داستان کودک و نوجوان
۞ :: اختصاصی :  زادروز علیرضا قزوه روز شعر جوان ایران باد / به مناسب یکم بهمن زادروز دکتر علیرضا قزوه
۞ :: سروده استاد دانشگاه بنارس برای سپهبد سلیمانی/ تشکر شاعر ایرانی با یک شعر
۞ :: اختصاصی : عرض ارادت شاعران پارسی زبان به شهید قاسم سلیمانی
۞ :: شعر "علیرضا قزوه" برای سردار قاسم سلیمانی
۞ :: شب شعر پارسی‌زبان به یاد سردار سلیمانی در تسنیم برگزار می‌شود
۞ :: شاعران مطرح کشور در مراسم شعرخوانی «سردار آسمانی» جمع می‌شوند
۞ :: سروده حماسی شاعر هندی برای سردار سلیمانی/ یزیدانِ معاصر را بگو این خون نمی‌خوابَد
۞ :: سازمان بسیج هنرمندان کشور «خاتم سلیمانی» را منتشر می‌کند
۞ :: اختصاصی : دکتر قزوه: خون سردار سلیمانی پس از خون سیدالشهدا (ع) تأثیرگذارترین خونی است که در عراق به زمین ریخته شد
۞ :: اولین کنگره شعر آئینی ـ انقلابی «کوثر ناب» فراخوان داد
۞ :: فراخوان شعر «فاطمی» هیأت «میثاق با شهدا» اعلام شد
۞ :: آیین بزرگداشت مقام ادبی علامه فیض کاشانی و مراسم آغاز به کار محفل ادبی فیض برگزار شد.
۞ :: اختصاصی : آغاز به کار محفل ادبی فیض
۞ :: دعوت عمومی برای مشارکت در بازسازی کتابخانه تفکر شهریار
۞ :: نگاهی به مجموعه‌شعر «شرحه» اثر مرضیه فرمانی؛ جغرافیای زیستی در بسامد واژگان



خاطرات


289
« شعر زیبا» یادگاری از خسرو شکیبائی !
محمدرضا عبدالملکیان

پائیز بود، پائیز ۷۴، آن اتاقک کوچک دو - سه متری در پاگرد طبقه ی دوم خانه ای واقع در خیابان ۱۴ امیرآباد.
دکتر بود، خسرو بود و من بودم، شب های بیداری تا آن سوی نیمه شب، تا یکی دو گام مانده به سپیده دمان و شاید تا خود سپیده دمان.
حدود سه ماه کار مستمر ، هفته ای دو یا سه نوبت ، شب زنده داری ....«مهربانی» باید متولد می شد. مرهمی بر زخم سال های جنگ و پس از جنگ. فکر اولیه از دکتر بود. دکتر دارینوش ، که ( هر کجا هست ، خدایا به سلامت دارش ) انتخاب هم کرده بود، هم مرا ، هم خسرو را و متقاعد کرده بود هردو را.
شعرها را وسط گذاشته بودم، هرچه داشتم. دو هفته ای طول کشید. دکتر انتخاب کرده بود، همه ی انتخاب ها پسند من هم بود، جز یک شعر، که سال ها پیش سروده بودم و اینک به سبب مجموعه شرایط اجتماعی ، از هوایش فاصله گرفته بودم ، شعری که در آن سوی غبار ایام ، می رفت که برای همیشه فراموش شود ، اما اینک نگاه و دست کاوشگر دکتر ، شعر را از پس و پشت آن همه غبار ، بیرون کشیده بود و می خواست تا همگان همان شعر را با صدای بلند بشنوند !
غافلگیر شده بودم ! نه ، اصلا نمی خواستم ! اما دکتر اصرار داشت ، این شعر هم در " آلبوم مهربانی " باشد ! نه تنها باشد ، بلکه جایش را نیز در پیشانی آلبوم مشخص کرده بود !!
در یکی از همان شب های شب زنده داری ، در همان اتاقک دو - سه متری پاگرد خانه ی خیابان 14 امیر آباد . بالاخره همان اصرار دکتر و همان انکار من ، موجبی شد برای کنجکاوی و در نهایت ، پرسش خسرو ( که اینک دوست می دارم همانند خیلی از علاقه مندانش ، او را " عمو خسرو " خطاب کنم ) !
و خلاصه آن که ، من و دکتر ، به داوری " عمو خسرو " رسیدیم ، دکتر ، شعر را به دستش داد ، و عمو خسرو ، چنانکه عادتش بود ، در متن خیره ماند ، در سکوت زیبایش ، چند بار آن را در ذهنش مرور کرد ، برای لحظاتی چشم هایش را بست ، سپس سر برداشت، با همان لبخند دلنشین، نگاهی به دکتر و نگاهی به من کرد ! و سپس نگاهش بر روی متن پیش رو ، نشست .....!
پس از گذشت لحظاتی با همان صدای دلنواز ، برای من و دکتر و شاید هم برای دلش ، شروع به خواندن کرد :
زیبا
زیبا هوای حوصله ابری است .....


مرور یک خاطره، با ویرایش جدید
(محمدرضا عبدالملکیان - 28 تیرماه 96)




.نقل خاطرات ، تنها با ارجاع به سایت شاعران پارسی زبان و ذکر منبع مجاز می باشد
تاریخ ارسال :   1397/4/27 در ساعت : 15:16:34       تعداد مشاهده : 518



کسانی که این مقاله را می پسندند :



ارسال نظر :

بازدید امروز : 24,676 | بازدید دیروز : 27,251 | بازدید کل : 117,172,091
کلیه حقوق این سایت محفوظ است ، طراح و برنامه نویس : علیرضارضایی